تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
امراء خوارزم منشورها در قلم آمد و بامداد مناشير را با سيصد خلعت اعلى و اوسط و ادنى نزد قير خان فرستاد روز ديگر با جملگى اتباع خوارزميان بارزروم كوج كردند

ذكر تاختن‌آوردن مغل بر خوارزميان و تفرّق ايشان « * »

چون خوارزميان از خطّهء اخلاط كوج كردند و بر صوب ارزن الروم روانه شدند و بطوغطاب «
a
» پيوستند ايشان را مرغزارى چون روضهء بهشت پيش آمد بخصب گياه و لطف چراگاه آن مغبون و مغرور شدند همه به اختيار بيكبار فروآمدند و زين از پشت اسپان بر روى زمين نهادند و سلاح گشودند و سر بر بالين استراحت نهادند و در خواب نوشين شدند ناگاه از درهء لشكر مغل بر ايشان تاخت و خلقى بىشمار را علف شمشير كرد و هركه را روزگار مهلتى داده بود بجان امان يافت و در دره و كوه يكايك و گروه‌گروه آواره شدند و چون لشكر مغل كار خوارزميان را بيكسو كردند آفتاب زردى بود با تيغهاء كبود خون‌آلود بر در اخلاط آمدند همه شب سواران و دبيرانى كه در شهر بودند تحفّظ و تيقّظ را كار بستند و مستعدّ محاربت و قتال شدند بامدادى لشكر مغل كوج كرده بود و آتشهاء فروزان بر جا گذاشته صاحب سوارى چند بيرون فرستاد تا تحقيق حال كردند و در مخاوف و مكامن و مهارب و مسارب نظر انداختند بهيچ‌گونه اثرى نيافتند ناگاه پيرزنى از رخنهء ديوارى بيرون خزيد و نزد سواران دويد او را به خدمت صاحب بردند مادر قير خان بود گفت ما
هامش
aCp . p . 191 , 1 .. بطوغاتP a ici* الاوامر العلائيه ص 432
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 190 | محمد جواد مشكور