شرابداران رسيدند و آلات بزم و عشرت آوردند و چون بادهء ناب در دماغ اهل مجلس تأثير ظاهر كردانيد و سرهاء سبكروحان از خواب گرانى نمود تفرّق در حرفا و ندما پديد آمد ، روز ديگر چون نقّاشان قدرت شمسهء زرنگار آفتاب را بر صفحهء مينا آسمان برونق كردند ملك اشرف و ساير ملوك سلوك جادهء خدمت پيش گرفتند و بر درگاه آمدند سلطان از بارگاه سوار بيرون آمد ايشان از پشت اسپ درخميدند و سلطان نوازش و پرسش فرمود و از تقصيرى كه در تعظيم قدوم رفته باشد متعذّر شد باز اشرف از اسپ پياده شد و سلطان فرمود تا اسپى خاصّ كشيدند و سوار شد فى الجمله سلطان در نوازش او بغايت قصوى مى رسيد و خلع و صلات و اقامات و مكرمات مبذول داشت آنگه او را با برادران بر خود خواند و ملك اشرف با خود بيكجا بنشاند و دور بادهء خوشگوار دوّار شد و چون سورت مدام در طينت سلطان اثر كرد راى آرام فرمود و وزير را دستور داد كه چون ملك اشرف عزم مقام خود كند بارگاه را با جملهء آلات بزم و خلعتى گرانبهاء شاهوار و اسپى بادرفتار با طوق و سرافسار در پى فرستد و با جملهء برادرانش احسان نمايد چنانك ذكر آن ابد الزمان بماند صاحب اوامر مطاع بانفاذ رسانيد ، روز ديگر كه از بوستان نيلگون غنجهء ارغوان شگفت گرفت سلطان عزم شهر فرمود چون نزديك دروازه رسيدند ملك از اسپ فروآمد و غاشيهء سلطان بر دوش گرفت و جملهء ملوك شام پياده گشتند و تا عرصهء ميدان در ركاب سلطان پياده مىرفتند چون سلطان راى چوگان فرمود هر لحظه كه اتّفاقرا چوگان از دست سلطان بيفتادى ملك اشرف پياده شدى
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: محمد جواد مشكور
ص١٦٧