تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
اطراف عزيمت فرمود جان در تن من در اضطراب آمده است و نمىدانم كه فرمان چيست و خصم و منازع كيست اگر لشكر قفجاق از غباوت در ضلالت افتادند و چندين خون نازنين را بىفايده بر زمين ريختند من بارى از سر اخلاص سلطان را بنده‌ام و يقين است كه چون اين ديار بتيغ آبدار بگيريد بى سرورى ضبط و اصلاح آن ممكن نباشد مرا همان بندهء نشاندهء خود را نگاريد توقّع از خدمت ملك الامرا چنانست كه درين باب پاىمردى فرمايد و به خدمت سلطان فرستد و خشوع و خضوع اين بنده مستمند باز نمايد بنوشت و با تحفهاء بسيار از تاولى و كتّان روسى و بيست هزار دينار به خدمت ملك الامرا فرستاد چون سفير بنزديك سپاه آمد و در لشكر و آئين و سراپرده و حشمت و بارگاه نگاه كرد بىهوش‌وار خموش شد و زير لب بيا ربّ الارباب در مناجات آمد چون ملك الامرا را از ورود رسول ملك روس اعلام كردند فرمود تا ميزبانان پيش رفتند و در خيام اكرام بحرمت تمام فروآوردند روز ديگر بطلب رسول فرستاد و پيشتر فرمود كه در و درگاه را بعظمت هرچه تمامتر از جوانان گزيده سلاح‌پوشيده صف در صف كشيده بيارايند و اسپان نوبتى با طوق و سرافسار برابر بارگاه بدارند و باقى جيوش فوج‌فوج در آهن زراندود از فرق سر تا سم اسپ غرق شده بهر طرف نيزها بر دوش گرفته بايستند فرستاده روس زمانى بر در بارگاه بياسود آنگه به خدمت ملك الامرا درآمد و بتذلّل تمام روى بر زمين نهاد و پيغام و تحف رسانيد ملك الامرا جمله را قبول كرد و فى الحال بر سپاه تفرقه فرمود و سه روز او را بازداشت روز چهارم امرا را بخواند