تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
و عدّت از درون شهر روى بلشكر نهادند و تا انتساخ آيات نور بظلام و طلوع كواكب چرخ مينافام در حراب و طعان و ضراب بودند اگرچه از عساكر منصور عددى بىكران مجروح و دماء ايشان در دشت معركه مسفوح گشت و لكن به آب حسام جان‌آشام نقش وجود سغديان از لوح آفرينش محو گشت روز ديگر كه بر مهد پيروزهء سپهر منجوق زرين مهر تابان شد و از پرتو نور ظلمت ديجور زايل گشت لشكر باز در حركت آمد و از شهر پياده سپر در سپر پيخته و سوار گرد گرد برانگيخته درريخته شدند و بنفط و چرخ و تير و سنگ بجنگ آمدند لشكر اسلام به حكم مواضعه كه كرده بودند روى بهزيمت نهادند و بيكبارگى پشت بدادند سغديان از فرح چون شير دلير شدند و در پى كردند چون از شهر دور شدند عساكر منصور عطفه كردند و تيغ بىدريغ را كار فرمودند و سيلاب از خون شيخ و شاب در وادى و شعاب روان گشت شبهنگام كه سلطان زرّين سلب در بستر حرير قيرى رفت بتابيد إله و فرّ دولت پادشاه و قوّت سپاه ملك الامرا روى بآرامگاه نهاد و بعد از تناول طعام راى مدام كرد و فرمود كچون زمين از خون بدخواه مست طافح شد خون دن جهت مصالح بدن اگرچه حرام است حلال بايد شمرد كز خون عدو نه صاف ماندست و نه درد و چون پيران شهر ديدند كه از جوانان جز نام نماند و آب تيغ از ميغ وجودشان سيلها راند گفتند چون چندين هزار جوان هنرتوخته و دقايق حرب‌آموخته از باد هيبت اين لشكر چون خاشاك روى بكشور عدم نهادند و بيك دست‌برد ايشان پايدارى نكردند بعد ازين جز تضرّع