كرد و امير مبارز الدين چاولى چاشنىگير را بامير كمنينوس با لشكر گران سوى ارمنستان روان كرد و فرمود كه بر دربند هر دزى كه هست چون بخت بدانديش پست كنند و دشمنان دين يزدانى را نكايتى رسانند كه تا قيامت اثر آن در دل و جان كافران بماند و مبارز الدين ارتقش را با لشكرى جرّار به طرف ساحل فرستاد و على الترتيب اثار شهامت و ضرامت هريك تقرير مىرود « 1 »
ذكر گذشتن لشكر سلطان از درياء خزر در اهتمام حسام الدين امير چوپان « 2 »
سلطان مدّتى در كيقباديهء قيصريه اقامت فرمود و متطلّع سنوح فتوح مىبود و چون سپاه شاه به قصد خزر از دريا گذر كرد اهل سغد كه جغد خذلان و كنگر ادبار بر كنگرهء قصر روزگارشان نشسته بود ديدند كه از كشتى و بادبان بر روى دريا بيشهء روان شده است رسولى باستقبال ملك الامرا فرستادند كه ما شاه جهان را بنده و فرمان برندهايم معلوم نيست كه لشكر بى كران را بدرياكنار فرستادن باعث چيست اگر در اداء باج و عبور فتورى ظاهر گشت بغرامت آن قيام نموده آيد و اگر عزم روس مى فرماييد جوانانى چون سرو آزاد در بندگى مصحوب و مندوب كرديم «
a
» [ تا ] با دشمنان بتيغ بكوشند و جان دريغ ندارند و بشتاب از راه هامون اولاقى بملك قفجاق روان كردند كه اعلام عساكر سلطان در جوارى
الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلامِ
«
b
» روى بدين
هامش
a. و باetكردندPbKor . 55 , 24 .( 1 ) - ذكر اقامت سلطان بموضع كيقباديه الاوامر العلائيه ص 307
( 2 ) - ص 310