تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
بر دوش و در آغوش پروردم و موى دراز خود را بريدم و بزنان رومى به جهت شما بيك تاى نان از بىپيوسته‌گرى فروختم و در خورد تو و برادرت دادم و كالبد مطهّر پدرت را از روم بدار الاسلام آوردم و ترا بر خلاف راى امرا و وزير از حبس برآوردم و بر تخت نشاندم و از بندگان پدرت در قدمت كسى رتبت من نداشت اگر انبساطى كردم بنابرين بود و اعتماد كلّى بر عهد و ميثاق كه در روز زندان فرموده بودى داشتم همانا كه پادشاه را چون من بندهء مشفق حاصل نگردد و چون درماند پشيمانى سود ندارد
لتقرعنّ على السّن من النّدم « a » * إذا تذكّرت يوما بعض أخلاقى « * »
چون اين كلمات رقيق را بمسامع سلطان رسانيدند قساوت و غلطت فليس زيادت شد مثال داد تا او را در برجى بردند و سرش را از بدن جدا كردند و زين الدين بشاره را در خانهء كردند و دربرآوردند تا از فرط گرسنگى از اعضا غدا مىساخت و امير مجلس را با روزبه خادم بقلعهء زمندو فرستادند و بهاء الدين قتلوجه را بر استر پالان نشانده گريان و نالان بتوقات روانه كردند و چون كارها پرداخته شد سلطان امرا را كه بر اتمام آن كار اقدام نموده بودند طلب كرد كمنينوس و امير جاندار و برادرانش در آمدند و خدمت كردند جمله را در مجلس انس بنشاند و آن شب بكلربكى را از تحويل سيف الدين اينه بكمنينوس فرمود روز ديگر بر خلاف معهود با طبل و علم و بوق و چتر عزم ميدان كرد
هامش
asans article .ندمP* الاوامر العلائيه ص 269
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 115 | محمد جواد مشكور