كار ايشان آسانست اما در انطاليه به حكم آنك از بيست سال باز امير مبارز الدين حاكم و فرمانرواست اين معنى دشوار دست دهد اگر [ سلطان ] فرمايد كه اين انديشه را بقيصريه رسانند موافقتر باشد سلطان اين راى را مستحسن داشت و چون موسم رحلت از انطاليه دررسيد عزم قيصريه ساخت و آنجا هدم بنيان وجود امرا را اوّل مقدّمه اين فرمود كه شمس الدين قزوينى امير پردهداران را بر در درگاه پنجاه چوگان زدند بدان بهانه كه چرا حواشى «
a
» امرا را با سلاح و انبوهى در بارگاه راه دهد فرمان چنانست كه بعد اليوم با هر اميرى غير يك سرموزهدار در نيايد و اين قاعده استمرار يافت و مجال مكر و مكيدت سلطان را فسحتى ظاهر شد سلطان با كمنينوس و سيف الدين پسر حقّهباز و مبارز الدين عيسى امير جاندار تدبير فرمود كه در فلان روز چون امرا بر عادت بدولتخانه درآيند كمنينوس سلاح پوشيده با مردم خود بخفيّه فراز بارهء باغچهء سلطان طواف كنند و غلامان خاصّ در سلاح روند و بر قانون يتاق ملازم باشند و پردهداران بعد از دخول امرا در سراى را محكم بسته دارند و هيچ آفريده را مجال تردّد ندهند و امير مبارز الدين جاندار و برادرانش بر در بزمخانه با عدّت و اسباب مردانه آماده باشند هركه از امرا در پايان مستى عزم وثاق كند او را در خانهء موقوف دارند تا در بارهء ايشان چه فرمان رسد و چون روز موعود رسيد چنين كردند امير سيف الدين چاشنىگير در پيش از همه عزم رفتن كرد
هامش
a. حراشىP