تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
كه در مطبخ سلطان هر روز به جهت رواتب خاصّ و عامّ سى سر گوسفند مرتّب بود و امير سيف الدين اينه را هر روز هشتاد سر گوسفند راتب مطبخ بودى زمام نقض و ابرام بكلّى در كفّ حكم خود گرفته بود و چون از خدمت سلطان بوثاق خود رفتى ديّار گرد ديار سراى پادشاهى نگشتى و از اشارت او در حجابت سلطان را محاورت ممكن نبودى و از آن قبل در قلب مبارك سلطان احقاد و ضغاين متراكم مىگشت و چون انتهاز فرصت ميسّر نمىشد با ايشان مدارا مىنمود اما باوقات در خلوت كلمات زهراندود مىفرمود و مقرّبان كافر نعمت بامرا مىرسانيدند ايشان نيز طريق تواضع مىسپردند و در خفيّه به قصد حصد نهالى شاهى مشاورت مىنمودند و خايف و محترز مىبودند مگر شبى در پايان مستى با يكديگر قرار نهادند كه فردا سلطان را بخانهء امير سيف الدين اينه بمهمانى خوانند و بند گران بر پاى نهند و كى فريدون كه بقيلو حصارست بيارند و بر تخت نشانند غلامى كه همراز ايشان بود از غايت مستى از آن مجلس بيرون آمد و مست لا يعقل بخانهء سيف الدين پسر حقّه‌باز رفت و انديشهء امرا را بازگفت امير سيف الدين هم در شب به حضرت سلطنت رفت و حال اعلام كرد روز ديگر سلطان را چاشنىگير بمهمانى خواند تعلّلى نمود و فيما بعد باحتراس تمام با ايشان تزجيهء ايّام مىكرد و چون سيل تهوّر و تجبّر ايشان بزباء نهايت بلوغ يافت در وقتى كه سلطان بقشلاق انطاليه بود پسر حقّه‌باز و امير كمنينوس را كه در محرميّت اسرار محلّ ثانى اثنين فى الغار داشتند اين حكايت بطريق شكايت بازگفت جواب دادند كه تدبير