تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
ثروت داشت و دست امكان بدان رسيد فدا و نثار مقدم شهريار كرد سلطان روزى چند آنجا اقامت فرمود آنگه بر صهوات اقبال و مناكب جلال بآقسرا روانه گشت چون برباط پروانه رسيد مقيمان آقسرا كه مشتاق طلعت عالم‌آراى سلطان بودند [ چون ] عاشق مهجور سوى وصال و يا تشنهء رنجور بطلب آب زلال متوجّه استقبال شدند و بعد از تقديم زمين‌بوس و ادراك شرف سعادت تقبيل باسطهء جهان‌آراى در بندگى موكب همايون سوى شهر روانه شدند سلطان روزى دو سه آنجا استراحت فرمود آنگه عزم دار الملك نمود « * » و چون بريد صبا نسيم غليهء طرّهء رايات طلايع ميمون شاه جهان را بمشام ساكنان قونيه رسانيد همه را دواعى عزمت بر تعرّض نفحات سعادت ملاقات سلطان مشارق و مغارب حاصل شد مكتسب اعمار و مدّخر اعصار را در وجه نثار قدوم شهريار نهادند و پانصد كوشك دويست روان و سيصد ساكن بساختند و همه را بغرايب سلاح و خرايد ملاح بياراستند و تا منزل ابروق پذيره شدند چون ديده را تغبّر «
a
» غبار حوافر يكران خدايگان عالم روشن كردانيد
خَرُّوا سُجَّداً
«
b
» بىاعمال تكلّفى وصف ايشان شد و غلغلهء
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ
«
c
» زلزله در قواعد قصر مشيد انداخت حسام الدين امير اريف «
d
» سوباشى و ديگر معتبران بشرف اختصاص مشرّف شدند و در خوان و بزم شاهنشاهى نشستند و آن روز بصحراء روزبه بروزبهى و فرحى بشب آوردند روز ديگر آفتاب چتر همايون از افق سراپردهء
هامش
a. به غيرPbKor . 19 , 59 .cKor . 35 , 31 .d. عارفRec . III , 200* الاوامر العلائيه ص 214