تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
سلطان فرمود تا مرقد او را تفحّص كردند و عظام رفاتش را از خاك بدرآوردند و بر آتش نهادند و بر باد دادند و بدان سبب تشفّى حاصل كرد

خبر يافتن والدهء ملك عزيز از قصد سلطان بتملّك ديار شام « * »

چون رايات سلطنت بآبلستان رسيد جواسيس كه در معسكر بودند احوال به خدمت ملكه و جمال الدين لولو كى حاكم و نايب ملكه بود باز نمودند ايشان ازين خبر سراسيمه شدند رسل با هداياء وافر بملك اشرف كه برادر ملكه بود روان كردند و نمودند كه سلطان روم با لشكرى بعدد نجوم در تخوم ولايت ما هجوم كرده است و هرآينه اگر اين ممالك را ميسّر كند شما را بجان امان نخواهد دادن بايد كه اگر از قبل ملك ظاهر بر خاطر اشرف پيش ازين غبارى نشسته باشد آن را به آب رحمت و شفقت زايل كرداند و عند الشّدايد تذهب الأحقاد «
a
» برخواند چون ملك اشرف را اين قضيّه معلوم شد اين كلمات معقول مقبول طبع او آمد لشكر بسيار گرد كرد و به زودى بحلب پيوست چون همشيره [ را بديد ] فرمود كه ملوك را مال جهت چنين روز باشد و اگر خزينه صد ساله را در وجه محافظت كمتر ديهى صرف كنند «
b
» ارزان و رايگان باشد ملكه مدّخرات اعوام را بىابقا استخراج كرد و لشكر گرفت و در ميانه حيله كه اعتقاد سلطان را از عساكر خود بكلّى بردارد انديشيد و در عمل آورد برين وجه كه شخص را از ساكنان بلاد روم كه نام و القاب جملهء امراء دولت مىدانست
هامش
aVers arabe . Cp . Freytag , Prov . Ar . III , 248 .b. كهP ajoute* الاوامر العلائيه ص 189
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 76 | محمد جواد مشكور