إذا همّ ألقى بين عينيه عزمه * و نكّب عن ذكر العواقب جانبا « a » « * »
و معنى لا أرحام بين الملوك از راى رزين هريك پوشيده نيست اگر ملوك ديار بتعزيت و تهنيت فرستادند از سر عجز نيكمردى نمودند آن مروّت مزوّر را سردفتر تقييد نامفيد نبايد ساخت فرمانى نزد امير نصرت الدين صاحب مرعش فرستاد كه موكب همايون با جنود و جيوش بدان حدود مىرسد بايد كه لشكر قديم و حواشى خود را معدّ دارد و چندانك ممكن باشد از پياده و سوار لشكر بگيرد و آلت محاصرت مرتّب كرداند و فرمانى ديگر بامراء ملطيه و سيواس هم درين معنى اصدار فرمود و فرمانى بامراء اوج كه لشكرهاء معهود را دعوت كنند و بىبهانه روانه شوند و فرمانى بامراء و سرورانى كه بييلاق بنلو «
b
» بودند تا با هيئتى تمام بصحراء آبلستان متوجّه شوند در مدّت بيست روز از اطراف ممالك چندان لشكر و حشر جمع رفت كه از حدّ حصر تجاوز كرد سلطان با كوكبهء خواصّ به طرف آبلستان روان شد چون بدانجا رسيد بزم عامّ فرمود و امراء عساكر را استمالت فرمود و از بلاد شام هر شهرى را باميرى نامزد كرد روز ديگر بعد از سيران همه حاضر كردانيد و مشاورت كرد كه بكدام راه بايد شد گفتند آسانتر از راه مرزبان و رعبان و تلباشر نيست از آنجا تا بحلب بيشتر هامون است لشكرها بدان راه روانه شدند و اوّل بقلعهء مرزبان رسيدند و در مدّت سه روز مستخلص گشت و در آن
هامش
aCe vers fait partie d'un poeme de Sa , d ibn - Nachib . Cp . Hamasa ed . Freytag p . 32bV . ci - dessus p . 60 .* الاوامر العلائيه ص 184