سراسيمه و خيره بماندند و هزيمت را غنيمت شمردند و لشكر لشكرى را انتعاش و ارتياش ظاهر شد و در پى منهزمان اهل اسلام افتادند و خلقى بسيار در آن ملاحم بعضى بقتل و برخى بغرق و گروهى بخسف در او حال و مخاضات تلف گشت و اينه «
a
» چاشنى گير را اسير نزد لشكرى بردند چون اينه را نظر بر جثّهء مبارك سلطان افتاد فرياد برآورد و خود را در خاك قدم سلطان مى ماليد لشكرى فرمود تا بند از او برداشتند و او را تسليت داد و سلطان را اگرچه درجهء شهادت يافته بود بمشك و گلاب مطيّب كردند و در مقابر مسلمانان برسم عاريت نهادند و بعد از انقشاع غمام واقعه بقونيه بردند و در گنبدخانهء اباء و اجداد برضوان تسليم كردند «
b
»
ذكر پادشاهى سلطان عزّ الدين كيكاوس بن كيخسرو و فتوح « * » كه در ايّام دولت او سنوح پذيرفت
در سنه 608 چون كتاب اجل سلطان بر شهادت اختتام يافت و از سبيل جهاد متوجّه عرصات معاد گشت و در زمرهء
أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ
«
c
» منخرط شد اركان ايوان تدبير و حافظان ناموس تاج و سرير قداح استخارت و زناد استشارت را اجالت و استنارت كردند كه از عزّ الدين كيكاوس و علاء الدين
هامش
aAinsi constamment P ; la red . turque aابيه .bEn marge se trouvent ces vers arabes:و شمس غياث الدين عند ضيائها * و اشراقها فى كل شرق و مغرب
انار لديها كوكب الرمح فاختفت * و لم ار شمسا قط يخفى بكوكبSelon al - Djannabi ils ont pour auteur al - Malik al - Afdhal fils de Calah - al - din ..cKor . 57 , 18. * الاوامر العلائيه ص 111