تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
و از حلى مخدّرات پيرايهء ثمين بدين بنده كمين آرد تا آن را هم امشب در وجه تيسير مطلوب نهد سلطان در حرم رفت و از همشيره دستارچهء سر به مقدار دوازده هزار دينار زر تقويم يافته بستد و بجلال الدين قيصر داد او هم در شب با «
a
» يك نفر غلام در پردهء ظلام از شهر بدرآمد و دزدار را گفت مترصّد مراجعت من باش چون آواز مرا بشنوى در باز كن و خود به طرف خيل‌خانهء ليفون به حكم صداقتى كه با همديگر داشتند روان شد چون بطلايه رسيد گفت تكور را آگاهى دهيد كه جلال الدين قيصر شحنهء قيصريه به خدمت راه مىخواهد فى الحال «
b
» خبر كردند تكور استقبال كرد و تعظيم تمام فرمود جلال الدين گفت مرا با خدمت تو كارى نازك بزرگست اگر جا خلوت شود عرض رود تكور فرمود تا جملهء خدم از خيم بيرون شدند جلال الدين گفت تكور را معلوم است كه او را در ملك سلجوقيان به هيچ وجه از وجوه شركت نيست چه لازم است كه خود را رنجه فرمايد و دام صيد ديگران شود اگر ملك مغيث الدين است طلب ملك برادر مىكند و ملك علاء الدين جاى پدر ميخواهد مرا مقصود تكور معلوم نيست بنده از فرط محبّت مصلحت چنان مىبيند كه خود را ازين ورطهء بىفائده بدراندازد و بمحافظت ملك و كدخدائى خود پردازد و آن جوهرينه را پيش نهاد و گفت اين را قيمت دوازده هزار دينار مصريست برسم نعل بها قبول فرماييد و چون لشكر ملك كوچ كند من ملتزم مىشوم كه چون مملكت
هامش
aP om.bPالحلال
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 42 | محمد جواد مشكور