تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 154

مساهمون:

صمقدمه ١٥٤
محدود است . مقبرهء مولانا از سال 1927 ميلادى تبديل به يك موزهء زيبا شده است . و آن متشكل از چند عمارت است كه بعضى از آنها در عصر سلجوقى و برخى در زمان سلاطين عثمانى بنا گرديده است . در آنجا تزييناتى از چوب و فلز و خطاطيهاى زيبا و قاليها و پارچه‌هاى قيمتى ديده مىشود . مقبرهء مولانا مسجدى است كه در آن قبور بسيارى از كسان مولانا و مريدان او قرار گرفته است . حجرات دراويش و مطبخ مولانا و كتابخانه نيز ملحق به اين بناست و مجموع آن به چند رواق تقسيم مىشود كه سبك همهء رواقها گنبدى و شبيه به يكديگر است . صورت قبرهايى كه در آن مشاهده مىشود همه با كاشى فرش‌شده با پارچه‌هاى زربفت مفروش گرديده است . بر روى صورت قبر پدر مولانا صندوقى از آبنوس قرار دارد كه خود از شاهكارهاى هنرى است . موزهء مولانا نسبة غنى است و پر از اشياء و آثار عصر سلجوقى و عثمانى مىباشد . اين موزه مشتمل بر مقبرهء مولانا و مسجد كوچكى و حجرات درويشان و رواقهايى پر از پارچه‌هاى زربفت و قالى است . بعضى از اين رواقها به نسخه‌هاى خطى قديم اختصاص داده شده است . در بالاى رواق قبر مولانا گنبدى مخروطى كثير الاضلاع دايره‌اىشكل برنگ سبز است كه در بالاى آن ميله‌اى از طلا و در كنار آن گنبد ديگر شيروانىمانند قرار دارد . در بالاى مدخل حرم مولانا به خط خوش نستعليق بر روى تابلوى نوشته شده است « يا حضرت مولانا » . سپس در مدخل رواقى كه به حرم وارد مىشود اين بيت را نوشته‌اند :
كعبة العشاق آمد اين مقام * هركه ناقص آمد اينجا شد تمام
در همان ايوان بر درى چوبى و منبت‌كارى شده كه خود از آثار هنرى قديم است اين عبارت آمده است « الدعاء سلاح المؤمن - الصلاة نور المؤمن » در مقبرهء مولانا صورت قبر شصت و پنج تن از اقطاب و بزرگان صوفيه وجود دارد كه غالبا از كسان و اصحاب او و مريدان وى و پدرش بهاء الدين ولد و پسرش سلطان ولد بودند . از ميان اين قبور چهل و هشت قبر هنوز ناشناخته مانده و معلوم نيست قبر چه كسانى است . در ديوار مرقد مولانا به خط خوش اين عبارت را نوشته‌اند « يا حضرت منلا و مولاى بىهمتا » چنان كه گفتيم بارگاه مولانا بسيار عالى و بلند و وسيع و از چند رواق تودرتو تشكيل مىشود كه يكى از آنها سماع‌خانه است . در رواق رقص و سماع اين قطعه آمده است :
در وقت سماع معده را خالى دار * زيرا چو تهى است كى كند نالهء زار چون پر كردى شكم ز لوث بسيار * خالى مانى ز دلبر و دست و كنار