بر ديوار ديگر آن رواق چنين آمده است :
سماع آرام جان زندگان است * كسى داند كه او را جان جان است
خصوصا حلقهاى كاندر سماعاند * همىگردند و كعبه در ميان است
آلات موسيقى فراوانى در سماعخانه با نتهاى قديمى به خط عربى ديده مىشود و جعبه آينهاى شيشهاى پر از چوبهاى نى در آن قرار دارد .
روى قبر مولانا و پدرش بهاء الدين و غالب صوفيانى كه در آنجا خفتهاند پارچههاى زربفت كشيده و روى آنها كلاه و دستار صوفيانه گذاردهاند .
در گرداگرد زير گنبد رواق سماعخانه نام چهارتن از عرفا : شمس الدين تبريزى و حسام الدين چلبى و مولانا و سلطان ولد ديده مىشود و در كنار هريك از ايشان نام سه تن از ائمهء شيعهء اماميهء اثنا عشريه را نوشتهاند كه مجموعا دوازده امام مىشود .
در كنار رواق مرقد مولانا ظرف بزرگ مسينى كه براى گرفتن آب باران نيسان به كار مىرفته قرار دارد .
در رواقهاى مرقد مولانا نسخههاى خطى بسيارى از مثنوى و كتب عرفا و نيز البسه و تبرزين و دستار و كلاه صوفيان و جامههاى مولانا ديده مىشود . تسبيحهاى بلند 999 دانه و هزار و يك دانه در آنجا گذاردهاند كه جنس آنها از چوب و اين تسبيحها براى گفتن ذكر صوفيانه به كار مىرفته است .
گليمى از زمان سلاجقهء روم در آنجا باقى است كه از اشياء عتيقه است .
در پشت رواق ، مطبخ مولانا وجود دارد كه اين شعر تركى را بر ديوار آن نوشتهاند :
مطبخ منلاده طبخ ايله وجودين وارنين * عشقله گل خدمت ايله يار نور ايتسون سنه
يعنى : در مطبخ مولانا وجود خود را بپز و بيا به عشق خدمت كن تا يار ترا نورانى سازد .
مطبخ مولانا ظاهرا جاى تمرين سماع نيز بوده زيرا بر تختههاى كف آن ميخهاى سرگرد و مدور كوبيدهاند و صوفيان براى تمرين رقص و سماع پاشنهء پاى خود را بر آنها قرار داده و چرخ ميزدند .
در مطبخ مولانا اسباب مطبخ از مس و نقره زياد است ، از جمله يك دست بشقاب و قاب نقره وجود دارد كه از زمان سلاطين عثمانى بجاى مانده است .
پشت پنجرهء مقبرهء مولانا از طرف رواق ديگر اين قطعه نوشته شده است .
درها همه بستهاند الا در تو * تا ره نبرد غريب الا بر تو
اى در كرم عزت نورافشانى * خورشيد و ستارگان بود چاكر تو
چنان كه گفتيم كتابخانههاى چند در گرداگرد رواق مرقد مولانا قرار دارد از جمله :
كتابخانهء دانشمند شهير و معاصر ترك : عبد الباقى گلپنارلى است كه خود را در سلسلهء صوفيهء