بازارهاى دور نقشجهان و قيصريه و عمارات شاهى تمام آئين بسته بودند و چراغان شده بود . چون چند روز قرق بود ، اكثر تماشائيان و مشكلپسندان از آن تماشا محروم شدند و در شبى كه خان عالم را طلب فرمودند و ممكن بود كه همهكس بتماشا رود از رهگذر در آمدن خان مذكور آئين مذكور باز شد و چراغان موقوف گرديد . چون مؤلف اين كتاب در چراغان قزوين و محرومى كه در شبى از آن ليالى واقع شده بود به آنجا نرفته بود ، صفحهاى قلمى نموده بود اسكندر بيك منشى در آن شب در باب محرومى اين چراغان كه به اشارهء نواب شاهى موقوف شد بر ضمن همان صفحه كه اثرم خامهام بود سطرى چند نوشتند . در اين صفحه صحيفهء تحرير او را مناسب دانست :
چون بتاريخ روز چهارشنبهء ششم شهر رجب سنهء ثمان و عشرين و الف كه در ملازمت و مرافقت عاليحضرت ، رفيع منزلت ملك الملوكى از فرحآباد جنت نهاد به دار السلطنهء اصفهان رسيده [ دو ] سه روزى بود كه صد هزار كس از اهالى و اعالى و اعيان بل كافهء مردم آن ولايت كه ارباب تحقيق [ و ] تميز نصف جهان شمردهاند ، از بهر استقبال نواب خان عالم ، ايلچى پادشاه عاليجاه ، فرمانفرماى ممالك هند بيرون از ميدان نقشجهان ، تا موضع دولتآباد كه سه فرسخ مسافت در كمال آراستگى و پيراستگى آماده و مهيا ايستاده انتظار آمدن او داشتند . به جهت آنكه ساعت دخول شهر خوب نبود ، لا علاج پيشتر از آنكه ساعت بد شود ، داخل شهر مىبايست شد . صبح به شهر آمده از تماشاى آن استقبال آن محرومى دست داد و آئين بندى قيصريه و بازار كه در هيچ عصرى چنان آئينبندى كس نشان نداده بهجهت هرگونه گرفتاريها تماشاى او در آن دو سه روز دست نداد و در شب شنبه كه قرار رفتن خود به آن بزمگاه بزم عشرت داده بودم ، بهجهت ممانعت قرق ميسر نشد و در همانشب بگشودن آئين حكم شد و بالكليه بنده را از اين عطيه محرومى دست داد . نمىدانم از كجروشى جميع عالم بنالم يا از بخت زبون شكوه نمايم ، [ يا ] به ديدهء بصيرت به آرايش نزهتآباد [ 215 ]
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 519
مساهمون: شاه حسين بن غياث الدين محمد
ص٥١٩