و مرخص شدند و دو سه روزى در قلعهء فتح به سربرده به اتفاق متوجه سيستان شديم . چون به زيارت قبر ملك شهيد رفته ، از لوازم آش دادن و تعزيت داشتن باز پرداختيم ، كنار شيلهء محمودآباد چند روز مضرب خيام ملوك سيستان [ شد ] و جميع عورات و مردم ، آنجا آمدند . به چشمزخم اين فتح نامى ملك معظم بيمار شد . چند روز در كنار شيله توقف شد . ملك محمودى و ملك على و باقى ملكزادهها متوجه چپراست شده ، ترتيب منازل دادند و بنده ملك را بر توتن « 1 » نشانيده به اتفاق به چپراست آورد . القصه بيمارى ملك به سى چهل روز كشيد . چون صحت قرين حال گرديد ، مير محمد لله و مير سيد على و ميران پشتهزاوه « 2 » و نقباى زره رؤساى رامرود و اسپهسالاران سرحد و تمامى جنود سيستان مجتمع شدند كه اختيار ساعت نموده ، مهم حكومت قرارى يابد . باوجود كبر سن ملك محمودى در ميان اقوام و ديگر استعدادها و وجود سرو چمن اعتدال و نيكوئى ، يعنى ملك علاء الدين بنابر رسم ميراث پدر فرزندى و ديگر مراتب كه استحقاق اين امر را ضرور است و همه در شأن ملك معظم جلال الاسلام و المسلمين بود ، ملوك و امرا و نقبا و جميع خاصوعام به طوع و رغبت به حكومت او دل نهادند و چنانچه انشاء الله تعالى به شرح نوشته خواهد شد به مسند حكومت بجاى پدر شهيد خود بنشست . چون شرح بعضى از ملوك در طى [ شرح ] زمان ملك الملوك سعيد شهيد نوشته شد بايد ضرورتا پيش از شرح آغاز حكومت ملك معظم شروع در آن ميرود « 3 » و الله المستعان على ما يصفون .
ذكر اولاد ملك نصر الدين محمد
اگرچه [ 134 ] شرح حالات ملك نصر الدين قبل از زمان ملك محمود قلمى شد و عواقب امور او در طى زمان با سعادت ملك الملوك سمت ارقام
هامش
( 1 ) - در اصل : طوطن .
( 2 ) - در اصل : پشته ؟ ؟ ؟ را .
( 3 ) - يكى دو جملهء آخر افتادگى دارد و ناتمام بهنظر مىرسد .