تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
مىكشيد و مقامى طى مينمود . به نسبتى قديمى كه فيما بين امير حاجى محمد و آقا زين الدين محمد بود در بزم ملكوتيه ملك نيز صحبت ايشان گرم شده بود . چند روز ارادهء رفتن جنگل پشت‌زره و قلعهء تاغرون نمود ، بعد از ده روز به خدمت ملك الملوك آمد . جمعى از اهل داعيه امير ساده‌لوح را بر اين داشتند كه حضرت آقا را به زمين داور مىبايد فرستاد كه تحريك آمدن رستم ميرزا به اين حدود نمايد . اگر اين معامله صورت يابد نوعى از سوانح امور است و اگر دستى به‌هم ندهد باعث زيادتى انعام و احسان ملك الملوك مىشود . و آقا زين الدين كه آزار بسيار از آقا بكتاش خان افشار يافته بود ، همواره داعيهء آن داشت كه انتقامى از او كشد . اين فكر را اعظم 109 كارها [ 95 ] دانسته بىآنك از ملك اجازت حاصل نمايد راه فرار پيش گرفت و به زمين داور رفت و مآل كارش همان خواهد شد . اما هرچند ايام ماتم آن گرامى پسر مىگذشت ، حسرت و اندوه ملك زياده ميشد . در آن اثنا سيادت پناه امير محمد امين مشهدى كه سالها در هندوستان بود با قافله‌اى كه قريب به ده هزار شتر بار داشتند به سيستان آمد و امير محمد امين اگرچه قافله‌باشى بود ، اما استعداد و قابليت و حالتش در بزرگيها به مرتبه‌اى بود كه بر اكابر زمان در هرباب تفوق مىجست . در ميانهء او و ملك الملوك اختلاط بنوعى گرم شد كه مدت يك ماه طفيلى ملك در سيستان ايستاد و جميع اهل قافله مهمان ملك بودند و ملك الملوك تكلف بسيار عالىمقدار نمود و چون رفتن مير به جانب عراق نزديك گشت و از جانب ملك رخصت يافت و يك دو منزل از جانب حوض‌دار كه بر سر بيابان راه عراق است برفت ملك را دورى ميرزا « 1 » از جا درآورد . چه بعد از فوت ملك حيدر از بسيارى اندوه ، اداهاى بىتابانه از او سر ميزد كه خلاف عادت بود . و در عنفوان جوانى روزى ملك به شكار رفته بوده و در محل گرماى روز به كنار هيرمند به خيمهء قرا داروغه كه داروغهء شتر خان نواب
هامش
( 1 ) - سلطان حسين ميرزا پسر بهرام ميرزا ( برادر اعيانى شاه طهماسب ) پنج پسر داشت به اين شرح : محمد حسين ميرزا - مظفر - حسين ميرزا - رستم ميرزا - سنجر ميرزا - ابو سعيد ميرزا .
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 220 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده