بخواست . ديگر ملك محمد در سيستان توقف نكرد و بجانب قاين رفت و در بلوك نهار جان « 1 » شاهان نوفرست استقبال او نموده او را به ميان خود آورده ، مخدرهاى در حبالهء نكاح او درآوردند و از او اولاد بهم رسيد . اولا ملك اسحق كه زبدهء ملوك و عمدهء اسلاف عجم بود و املاك بسيار در قهستان بهم رسانيد و موضع بندان و طبسين 85 را كه پيد « 2 » و باير بود آباد كرد و ديگر در اوايل كه هنوز از سيستان بيرون نيامده بود ، شاه خسرو پسر رشيد او جوانى بود صاحب داعيه و بزرگمنش و به ملك سر فرو نياوردى . روزى در حوالى قلعهء ترقون شكار مىكرد و جمعى با او بودند ، ملك محمد از غايت ساده - لوحى و دوستى كه با برادر خود سلطان محمود داشت ، دست برادر خود گرفته از بام قلعه به ملك نمود كه آن سوار شاه خسرو است اگر ميل دارى كه دولت سلسلهء ما و تو برقرار باشد او را بكش . جهت رضاى برادر و استحكام دولت به قتل فرزند فتوى داد . هركس بنفس خود اين پسندد و به خوشآمد مردم با جگرگوشهء خود چنين كند ، چنين بيند . « بهبين تفاوت ره از كجاست تا بكجا » . فوت ملك محمد در سركار قاين به موضع نوفرست بتاريخ سنهء ثمان و عشرين و تسعمايه روى نمود ، مدت شصت و چهار سال عمر يافت .
ذكر تعداد اولاد شاه على و شاه محمود و شاه ابو اسحق
شرح اوضاع و احوال شاه على و شاه محمود و شاه ابو اسحق و شاه محمد اولاد شاه سعيد ابو سعيد بنوعى است كه شمهاى قبل ازين ذكر شد .
شاه على در كمال جاه و منزلت و شأن و شوكت بود . اكثر املاك شاه محمود حاجى را به تصرف درآورده و سواى املاك موروثى مواضع بسيار در سيستان و خشكرود خريدارى نمود و اكثر در زمان دولت او معمور و آبادان شد و شاه على را بصحبت ارباب زرع ميل بسيار بود و به تواريخ و مطالعهء حالات اسلاف طبع او متوجه بود و همهروزه ميران [ و ] ياران [ 67 ش ] در جارونك به
هامش
( 1 ) - اكنون « نهارجانات » خوانده مىشود .
( 2 ) - اين كلمه در اصل بىنقطه بود . پيد : ترت و مرت و تارومار و بيفايده ( برهان قاطع ) .