مثل نهان و هوديان و ديگر مواضع بهتصرف گماشتگان و ملازمان ملك بود و سرحد عليا كه كوهپايه و سردسير است محل نزول عالى شد و سه سال در آنجا بوده ، مردم زره به خدمت عالى شتافته ، ملك الملوك را ترغيب آمدن سيستان و انتزاع ملك از بيگانه نمودند . ملك به سخن ايشان متوجه شده اكثرى مردم كه لاف دولتخواهى ميزدند واقفشده در كنار هيرمند كه نصفى لشكر ملك گذشته بود و نصف ديگر هنوز نگذشته بود ، مير سيد احمد ، بديع الزمان ميرزا را سوار كرده به جنگ آمد و او از خود نيز جماعت كثير داشت . جنگ در پيوست ، مردم زره داد مردانگى داده ، چون ملك هنوز از آب نگذشته بود جمعى كه گذشته بودند رو از جنگ برتافته متوجه خدمت ملك يحيى شدند .
چون اين نوبت مهمات بر وجه دلخواه صورت نيافت و شكستى كه از آن دلشكسته توان شد به هم نرسيد ، ملك يحيى بجانب سرحد مراجعت فرموده ، دو سال ديگر در آنجا توقف فرمودند . اين دفعه كه ارادهء آمدن سيستان و تصرف آن ملك نمودند و جميع اكابر ملوك و بعضى ميران و ياران و تمامى نقباى زره و رامرود جمعيت كرده بودند و عزيمت مصمم شده بود ، در اين اثنا مرضى بر ذات شريف و عنصر لطيف ملك [ 58 ] طارى شده بتاريخ شهر شعبان سنهء خمس و ثمانمايه 69 جهان فانى را بدرود كرده عازم رياض جاودانى شد ، مدت شصت و سه سال عمر يافت و مدت چهل و سه سال حكومت نمود . « و الله يحيى و عبده يحيى » طغراى منشور او بود . از ملك يحيى سه پسر ماند : ملك محمد بتاريخ شهر رمضان سنهء اربع و ستين و ثمانمايه از يك خواهر سلسلهء ملوك كه در حباله نكاح ملك يحيى بود تولد نمود و ملك سلطان محمود بتاريخ شهر ربيع الاول سنهء ست و ستين و ثمانمايه از همشيرهء سلطان ابو سعيد خان بهم رسيد و از تركيهء شاه على ملك تولد نمود .
مردم سيستان و ملوك و اعيان و اشراف ، ملك محمد برادر بزرگ را بجاى ملك نشانيد [ ند ] و برادران اطاعت نمودند . اما ملك محمد كه به فنون قابليت و صورت و سيرت و تقوى آراسته بود با وجود اين صفات كمال ، از
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: شاه حسين بن غياث الدين محمد
ص١٣١