صداقت منظور بود تا استيلاء سلطان حسين ميرزا بر ممالك خراسان و سلطان حسين ميرزا نيز رعايت جانب ملك ميكرد و سلطان يعقوب نيز طريق محبت مسلوك ميداشت و به همان قاعده سالبهسال گماشتگان ملك در شهر بابك و بلوك شبانكاره به استقلال بودند تا در اواخر ايام سلطان حسين ميرزا ، مير سيد احمد كه از ميران مير عز الدين بود و تقرب بسيار در خدمت ملك داشت از ملك روگردان شده ، به هرات رفت و بفساد او محبت پادشاه تغيير پذيرفت و سبب آن بود كه مير سيد احمد را پنج پسر بود همه به استقلال هريكى در يك بلوك سيستان داروغه و صاحباختيار بودند و ستم بسيار برعايا مينمودند و ظلم او از اندازه بيرون شده بود و خود سپهسالار ملك بود و از غايت نخوت اين بيت نقش نگين خود كرده بود :
همچون نهنگ پردل و چون اژدها دلير * سيد احمد مبارز محمود يار شير
مزاج مبارك ملك بواسطهء طغيان ظلم آن طايفه از ايشان منحرف شده بود و ملك در آن اوان ارادهء رفتن گرمسيرات مكران نمود با لشكرى آراسته متوجه آن حدود شده بود [ 57 ش ] چون بنواحى دريا ميرسند روزى عقد مجلسى نموده جمعى از غلامان را مأمور به گرفتن او و اولاد كرده بودند و طلب ايشان نموده بودند . چون نزديك به در سراى ملك ميرسند شخصى از ميران كه طريق محرميت در مجلس عالى داشته از مجلس بيرون رفته بود به ايشان ميرسد آن شخص اشاره با حلق خود مىكند ، ميرسيد احمد به فراست دريافته با پسران خود بر اسبان خود كه حاضر بودهاند سوار شده بيرون ميرود تا جمعى به تعقيب رسيده كه آن جماعت رفتند قطع مسافت نموده ديگر كسى به ايشان نرسيده ، با پسران خود بجانب هرات رفت و خويشان و اقوام او در سيستان بسيار بودند .
نواب اشرف ميرزائى به اغواى او سيستان را به بديع الزمان ميرزاى پسر خود داده احكام استمالت به ملوك و امرا نوشته . ملك مصلحت در جنگ نديده ، با اقوام و اتباع خود بجانب سرحد سيستان شتافته ، اكثر قلاع مكران