گذشتى . بقاع خير از مدارس و خوانق و قناطر و مساجد و مشاهد در شهر و ولايت انشاء و احداث فرمود و چيزى از ضياع و املاك بر آنها وقف فرمود .
چون تجار امصار و غربا آوازهء بر و احسان او را به مسامع اقاصى و ادانى رسانيدند ، علما و فضلا و مشايخ و فقرا متوجه سيستان شدند ، از آنجمله مولاى اعظم ، جامع محاسن الشيم ، مولانا محمد شيرازى به سيستان آمد و در مدرسهء ميان شهر كه عمارتش اتمام يافته بود ، ساكن شده اجلاس فرمود و مدت ديگر چون بگذشت مدرسهء بازار اتمام يافت ، جناب فضايلمآب اسلام ملاذى ملك العلما [ 55 ش ] و سلطان الفضلا ، زين الملة و الدين مولانا على عطار كه از طاعون هرات به سيستان آمده بود به تدريس آن مدرسهء مجدده مشغول شده اجلاس كردند و مولاناى اعظم افضل ، ملك الحفاظ ، مولانا اصيل الدين الكازرونى با جماعت حفظه بتلاوت هرروزه و تعليم قرائت در بقعهء ديگر مشغول شد و جهت ارشاد و نصيحت خلق ، و اعظان ناصح معين شد و در كل بقاع و مدارس مطبخ و ضروريات و خدمه تعيين شد و همهساله و هرروز پانصد نفر از فقرا قوت يوميه و كسوت ساليانه مىيافتند و زكات مال خود سرا و علانية به فقرا ميرسانيد . بدانچه مقدور و ميسور بود در نيكوئى سعى ميفرمود و روزگار فرخنده آثار خود چنين ميگذرانيد كه برادر و عم و عمزادهها و اقارب و خويشان و ملازمان از او راضى بود [ ند ]
إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
« 1 » .
و شاه جمال الملة و الدين 68 را صفات جميله بسيارست اگر جملهء كتاب در تعريف و توصيف او محرر گردد هنوز عشرى از حالت آن شهريار ادا نميشود .
تتمهء حال ملك شمس الدين على
پس قطب فلك نجابت و خسروى با عم بزرگوار و برادر نامدار و اقوام عاليمقدار و امراى كبار و وزراء كفايت آثار در آبادى سيستان و ترفيه حال رعايا آنچه لازمهء اجتهاد بود بجاى آوردى و دران اوان صلاحيت و زهد ،
هامش
( 1 ) - سورهء التوبه آيه 120 .