دكتر ويلز عقيده داشت كه حيلهء كلانى در كار است . اما معلوم نيست كه او براى اين حرف خود چه دليلى داشته است ، زيرا نه حقهاى در كار است و نه حتما معجزهاى ، بلكه اين هوس در ميان بوده كه هيجان مسافران كموبيش برانگيخته شود .
آثار و خرابهها
در نزديكى بارگاه شيخ عبد اللّه تپهء سنگى مجزايى هست كه بر نوك آن چند بناى مخروب از خشت خام ديده مىشود و به آتشگاه معروف است از آن جهت كه اردشير درازدست آتشكدهاى در آنجا برپا ساخت . شايد اين روايت درست باشد ، اما خرابههاى فعلى چندان كهنه نيست . در مجاورت بخش جنوبى جلفا ارتفاعات سرخفام كوه صفه ( از كلمهء عربى به معنى خانهاى بر جاى بلند ) منظرهء آن حدود را تشكيل مىدهند .
بر سطح هموارى در سمت شمالى آن سر راه اصفهان و رو به آنجا خانهء ييلاقى بوسيلهء شاه سليمان بنا شده و به تخت سليمان معروف بوده كه محلى منزوى بهشمار مىرفت و خرابههاى آن هنوز ديده مىشود . از فراز اين محل منظرهء جالبى بهنظر مىرسد و بر تختهسنگى در نزديكى آنجا خرابههاى ديگرى هست كه نسبتا جديد مىنمايد ، اما قلعهء رستم نام دارد و مىگويند كه رستم پهلوان ملى در آنجا قلعهاى ساخت .
در دامنهء كوه صفه ، قصر معروف فرحآباد قرار داشت كه بانى و ساكن آن شاه سلطان حسين به قدرى نسبت به آن محل تعلق خاطر داشت كه موقعى كه افغانها شروع به حمله كردند كاملا آماده بود پايتخت را به دشمن واگذار كند تا به اين قصر او لطمهاى نرسد . ساختمان آن قصر چندان رونقى نداشت اما گردشگاه و درياچهها و باغهاى آن عالى بود . لازم به ذكر نيست كه افاغنه ، هم بانى آن را نابود كردند و هم قصر را به آتش كشيدند و فرحآباد كه با عجله از طرف سلطان تخليه شده بود زود اشغال و طعمهء حريق گرديد و خود افغانها نيز چندى بعد از ايران اخراج شدند ، در آنجا فقط خرابههائى باقى است . اما از آن محل جالبتر