وى كه اولينبار در سال 1869 به ايران وارد شد از آن پس سرگرم تجديدنظرى در ترجمهء فارسى انجيل و تورات و ترجمهء كتاب دعا به زبان ارمنى جلفا بوده است .
دستگاهى كه زير نظر اوست وسيع و برازنده است و آن شامل كليسائى آراسته و با وسعتى جهت اجتماع 300 نفر و در سال 1889 تجمعى مركب از 184 نفر گرويدگان بومى و 90 نفر ، همكيشان داشته است . همچنين مدرسهاى داشته براى پسران كه در همان سال داراى 177 شاگرد از شش تا شانزده ساله بوده و مدرسهء ديگرى براى دختران با 164 شاگرد و دو سه نفر كارمند اروپائى و سى معلم عادى اعم از اروپائى يا ايرانى و داروخانهاى براى عيسويان و مسلمانان متساويا .
اميدوارم كه نسبت به فداكارى و خدمت و كار صادقانهء دكتر بروس بىانصافى نكنم هرگاه اظهار بدارم كه گرويدگان وى تماما از ميان عيسوياناند ، نه مسلمانها . مسلمانهائى بودهاند كه غسل تعميد يافته بودند ، اما وفادار و پايدار نماندهاند و من حتى با يك نفر هم كه از اسلام به دين مسيحى درآمده باشد برخورد نكردهام و شايد حمل بر جسارت نسبت به آن دستگاه بسيار منظم وانمود شود اگر بيفزايم كه مثل ديگر نقاط مشرق زمين به نظر من نتيجهء كار ، آن همه هزينه و صرف قوا را تأييد نمىنمايد .
ظل السلطان نسبت به اين هيأت نظر نيكى ندارد و بدون ترديد طبيعى است كه هيأت دينى ارامنه نيز نظر بدى به او دارند و او را مزاحم كار خويش مىپندارند .
البته براى هر مسافر انگليسى مايهء خرسندى خاطر است كه در سرزمينى بيگانه گروهى از هموطنان خود را در كانونى كه مهماننوازى جنبهاى فرهنگى و دانش - پرورى هم دارد سرگرم تلاش روحانى مشاهده كند .
كلنى اروپائى
بالاخره عدهاى هم اروپائى كه به دستگاه روحانى وابسته نيستند در جلفا اقامت دارند كه روىهمرفته ده دوازده نفرند شامل مأموران ادارهء تلگراف هند و اروپا و نمايندگان تجارتخانههاى انگليسى و خارجى مقيم اصفهان .
لطف و مهماننوازى اين جمعيت كم نسبت به بيگانهها به راستى بيش از اندازه