تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
2200 يا رد جمعا 4301 يا رد يا تقريبا دو ميل و نيم « 1 » . طرح اين خيابان مثل چهارباغ بود و رديف درختان در فواصل معين قرار گرفته كه تا حوض بزرگ امتداد داشت در دو سمت آن قصرها و عمارات شاهزادگان و اعيان بوده و در قسمتى از آن محوطه‌اى سلطنتى به نام هزار جريب « 2 » وجود داشت . اين تفرج‌گاه وسيع شامل زمين‌هاى پست و بلند بود كه بر تخته سنگ‌ها يكى بعد از ديگرى ساخته شده بود و داراى گردشگاه و نهر آب بود و از املاك شاهى به‌شمار مىرفت ولى از قرار معلوم عامه هم مىتوانستند به آنجا بروند . محوطهء آن حدود شكارگاه مخصوص بوده و در كتاب اولئاريوس خوانده مىشود كه پادشاه در آنجا شكار گورخر مىكرده است . از هزار جريب هيچ اثرى باقى نمانده است و خيابان جنوبى هم خراب‌تر از چهارباغ و عاجزانه حاكى از فر و شكوه بربادرفتهء گذشته است .

پل جوبى

سيصد يا رد پائين‌تر از پل جلفا و با همين فاصله تا پل خواجو بوسيلهء پل جوبى « 3 » از رودخانه عبورومرور مىشده است و آن پل ساده با چهارده طاق يك‌ريخت و معبرى براى بردن آب به قصر هفت‌دست واقع در ساحل جنوبى رودخانه ساخته شده بود . ريشهء اين نام جو يا جوب يعنى مجراى آب بوده و آن در جوار پل‌هاى باشكوه طرفين قابل اعتنا نمىنموده است .

هفت دستگاه و آيينه خانه

حومهء كرانهء جنوبى آنجا در سابق گبرستان « 4 » نام داشته ، زيراكه زردشتىها در آنجا اقامت داشتند . اما شاه عباس دول آن ناحيه را از سكنه خالى و به اقامتگاه سلطانى مبدل ساخت و سعادت‌آباد ناميد و حرم‌خانهء او شد . ساحل رودخانه از پل خواجو به بالا پر از باغات بوده است و با ساختن سد
هامش
( 1 ) - اندازه‌هائى كه لوبرن ذكر نموده زياد تفاوت ندارد : يا رد 4336 - 1751 + 540 + 2045 ( 2 ) - جريب مقياس ارضى برابر با 1000 تا 1055 يا رد مربع است ، ولى جمع 1000 نمودن رقمى بوده و در واقع حاكى از وسعت حقيقى به‌شمار نمىرفته است . ( 3 ) - پرايس آن را پل چوب و بىنينگ پل جولى نوشته است بسيارى از نويسندگان اصلا اعتنائى به وجود آن ننموده‌اند و آن را پل سعادت‌آباد هم گفته‌اند چون از اين پل به آن محل مىرفته‌اند . ( 4 ) - قبرستان تخت فولاد ؟ . مترجم .
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 58 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى