عادى ايالتى درآمده است كه وضع زياد مصونى هم ندارد و همهء نفوذ و افراد لشكرى را از او گرفتهاند . اين جريان نمونهء جالب توجهى از وضع و حال بىقاعده و عارى از اعتبار آن ملك و ديار است .
قشون
سابقا اشارهء نمودم كه ظل السلطان در اوج قدرت خود لشكرى شامل 21000 نفر داشت و نسبت به اين نفرات و كارآموزى ايشان توجه سرشارى مىنمود و آنها را به اونيفرمهاى متعدد خارجى درآورده بود و در حين رژه اين افراد را غالبا به رخ اجانب مىكشيد . شخصى به نام كريم خان با عنوان ميرپنج فرماندهء سواره نظام ظل السلطان بود كه حالا با كسادى كار اربابش بازار او هم از رونق و اعتبار افتاده است . درحالحاضر فقط 400 تا 500 نفر سوار آمادهاند ، ولى در سربازخانهها و انبارها كه از تداركات جنگى انباشته شده بود براى 1000 نفر سوار و 10000 سرباز پياده اسلحه فراهم است . سياست ظل السلطان كه با شيوهء خيانتبارى ايلخان بختيارى را كشت آن دستههاى مددكار نيرومند را پاك از خود روگردان ساخته ، همان نفراتى كه يك زمامدار باتدبير و بلندپرواز ايالات مركزى از قدرت و كمك آنها بىنياز نيست .
زندهرود
در جنوب اصفهان زندهرود يا زايندهرود واقع است كه شهر را از قراء متعدد سابق كه فعلا فقط بخش ارمنىنشين جلفا باقى مانده است جدا مىسازد . در فصل ديگرى من مسير اين رودخانه را تا سرچشمهء آن در كوهستانات بختيارى پىگيرى خواهم كرد . اين رود كه در مجراى قسمت بالا بسيار سريع است وقتىكه به بلوك لنجان در جنوب غربى اصفهان مىرسد به نهرهاى متعدد تقسيم و از آنجا آب آن جهت آبيارى از هرسو جارى مىشود ، ولى هنگامىكه جريان به پلهاى پلهدار شهر مىرسد باآنكه در موسم بهار سرشار از آب و طغيانى است در ديگر فصلها بهصورت جريانى باريك يا حوضچههاى مجزا تبديل مىشود .
در پائين اصفهان نواحى براآن و رودشت را كه ميزان آب با سدهاى علىقلى خان و مارون يا مارنون تنظيم مىيابد سيراب و حاصلخيز مىسازد و قدرى دور تر آب اضافى در باتلاق گاوخونى به هدر مىرود .