پرش به محتوای اصلی

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحه 639

پدیدآورندگان:

ص۶۳۹
و پلوم ترى واموس ريال قدم به انگلستان نهادند آن هم پس از سفرى خطرناك كه كمتر از مهالك ديگر شيردلان انگليسى نبود ، حتى در آن روزگار اقدامات جسورانه و كارهاى بسيار خطير و دشوار . پنج سال بعد در ژوئن 1579 دستهء ششم و آخرين از گراوزاند ( گرايوزاند ) « 1 » عزيمت نمود و رئيس عدهء چهار نفرى همان ارتور ادواردز بود كه در دو هيأت قبلى هم شركت داشته و خطر مرگ را پشت سر گذاشته بود ، اما در اين سفر بخت چندان با او يارى ننمود ، زيراكه سال آينده در حاجى ترخان درگذشت و اين قهرمان روئين‌تن نيز اين دفعه راه همراهان پيشين را پيمود . شاه طهماسب هم در سال 1576 وفات كرده بود و عثمانىها دشمن ديرين او درصدد برآمدند كه كنار و گوشهء قلمرو ايران را تصرف كنند . هيأت انگليسى كه در بهار 1580 از حاجى ترخان سوار كشتى شدند در بادكوبه شنيدند كه شيروان را تركها در تصرف دارند و شمخاله هم ويران شده بود ، پس پياده شدند و از راه خشكى تا دربند پيش رفتند و در آنجا فروش عمده‌اى نكردند و چون كشتى آنها سوراخ شده بود مركب ديگرى اختيار كردند . در دهانهء ولگا گرفتار يخ‌بندان شدند و پس از سختىهاى فراوان عده‌اى در سپتامبر 1581 به لندن رسيدند و كمپانى كه از لحاظ مالى در تنگنا ، ولى از جهت غيرت و جرأت اعضا نيك توانگر بود از سر عقل و صلاح درصدد برآمد كه از چنين كارى كه سراسر خطر بود دست بردارد .

علت‌هاى شكست

بر خلاف وضع فعلى با حيرت مىخوانيم كه فعاليت تجارتى انگليس بنابر دعوت روسها آغاز گرديد و بازرگانان انگليسى از مساعدت آنها برخوردار بودند و بيشتر تجارت آنها هم از طريق راههاى خاكى و رودخانه - هاى آن كشور جريان داشت . دليل‌هاى اين پيش‌آمد حيرت‌انگيز بقرار ذيل است : روسها در آن روزگار از لحاظ امور تجارتى پاك عقب مانده بودند و به اعزام هيأت‌هاى
پاورقی
( 1 ) -Gravesend