تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
از قبيل ابريشم مخمل و گلدوزى حتى قبل از آنكه در اروپا رايج شده باشد در ايران تهيه مىشده است و اكنون محصولات آن محدود شده است ، اگرچه هنوز جنس‌هاى مرغوبى در داخله بدست مىآيد . كاشان ، اصفهان ، تبريز و رشت مركز ابريشم - بافى ايران است ، مخمل‌هاى رنگارنگ در مشهد و كاشان و اصفهان و زرىهاى نقره و طلائى در كاشان و يزد و گلدوزىهاى قشنگ ايران كه سابقا در بازارهاى اسلامبول مىفروختند حالا كم‌وبيش از بين رفته است . فقط افراد مقيم در ايران بوسيلهء دلال از خانه‌هاى خصوصى نمونه‌هاى ممتاز بدست مىآورند . در رشت يك قسم گلدوزى مبتذل محلى هست كه با پارچه‌هاى الوان و زيور فراوان فراهم مىسازند با نقوش اسلامى از تارهاى شفاف نقره و طلائى در زمينه‌هاى سياه و سبز و لاكى . با وجود اين تفاصيل مسافرى كه قبل از عزيمت از لندن نمونه‌هاى ممتاز و عالى موزهء كنزينگتون جنوبى را كه سر . آر . موردوك اسميت فراهم نموده است ديده باشد از مشاهدهء نظائر آن موجود در ايران دچار يأس و تعجب شديد خواهد گرديد .

محصولات هنرى

معروف‌ترين محصول هنرى ايران قديم و قرون وسطى درواقع كاشىهاى آن بوده است كه هنوز هم مايهء زيور و آراستگى موزه‌ها و موجب درخشندگى پايدارى است كه اثرات آن بر قطعات موزائيك و ظروف و كاسه و بشقاب تابان است . بيان حقيقت اين اعتراف غم‌انگيز ايجاب مىكند كه از هنر كاشىكارى ايران جز نامى باقى نمانده است ، هرچند كه تقليدهاى خام و خشن با الوان گوناگون هنوز در اصفهان و ديگر جاها ديده مىشود ، خاصه كاشىهاى شفافى كه در آرايش سردر و ديواره‌هاى مسجد و مناره و دروازه‌هاى شهرها به كار مىبرند ، اما حتى سنجش و تطبيق سريعى بين جنس اصلى و آنچه با همان نام بعدا ساخته‌اند مقياس درستى بدست خواهد داد كه روح هنرى تا چه‌اندازه در سرزمين ايران به سير قهقرا و انحطاط افتاده است . صنعت فلزسازى از مصنوعات نامى دوره‌هاى گذشتهء ايران بوده است . شايد ميناكارى با نقره و طلا و مس خاصه