تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
ديده شوند از آنجا مناظر دل‌انگيز قسمت پائين را تماشا كنند . از درون نهرهاى سنگى آب از ميان خيابان جارى بوده و چندين آبشار باريك ايجاد كرده و آب به حوض‌هاى چندضلعى كه در ميدان بزرگ و يا چهارراه‌ها بوده مىريخته است . در حاشيهء هر خيابان درختان چنار كاشته و پياده‌روها را براى عبورومرور مردم فرش كرده بودند سپس چند باغچه كه گاهى به‌صورت كشتزار و يا گلستان بوده و باز در حاشيهء خيابان پهلو رديف جديد چنار و بين آنجا و ديوار ، معبرى هم براى اسب سواران . عرض اين خيابان فعلا 52 يا رد است . در فواصل بين حوض‌ها و معابر پىدرپى سكوهائى طاق‌دار يا طاق‌هاى سردرى از درون ديوار ديده مىشود كه به اقامتگاه‌هاى شاهى يا اعيان در طرفين چهارباغ متصل مىشود به نام باغ تخت ، باغ بلبل ، باغ شراب ، باغ توت و باغ دراويش و غيره بعضى از اين رواق‌ها نيز استراحت‌گاه عمومى و قهوه‌خانه بوده است كه اهالى خوش‌مشرب اصفهان بعد از كار روزانه براى نوشيدن چاى و كشيدن قليان در آنجا جمع مىشده‌اند چنان كه فراير مىنويسد : « هنگام عصر تمام كسانىكه مايهء افتخار اصفهان‌اند در چهارباغ هواخورى مىكردند و با همراهان در آنجا به گردش مىپرداختند و از لحاظ تشخص و مردانگى با يكديگر هم‌چشمى مىنمودند » . در حاشيهء خيابان نهر آب و مشرف به آن سردر خانه‌هاى اعيان بود . اين وصف اصفهان در دورهء شكوه و جلال كامل آن بود ، ولى حالا چه تفاوت غم‌انگيزى كه در آنجا ديده نمىشود ! نهرها خالى اسب لبه‌هاى سنگى آن شكسته و فروريخته است ، باغچه‌ها خشك و بدمنظره است ، درختان بىشاخه يا پژمرده را سربازان ظل السلطان براى گرم كردن قرارگاه خود بريده‌اند ، سكوهاى اطراف خيابان از ميان رفته و باغ به صورت بيابان درآمده است . حتى دو قرن انحطاط ممكن نبوده است شانزه ليزهء پاريس يا اونتر در ليندن برلن يا روتن رولندن را نصف اين اندازه نكبت‌بار كند كه خيابان شاه عباس دچار شده است . اين خود نشانهء وضع و حال ايران كنونى است .