تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
شبيه آنهائى است كه وى در سال 1670 تعريف كرده البته غير از تصوير نادر شاه كه بعدا اضافه شده است .

تعريف

راجع به اين تصاوير نيز توضيحات اشتباه‌آميزى از ناحيهء نويسندگان سابق ديده‌ام كه خواه‌ناخواه ناشى از اطلاعات ناقص تاريخى ايشان توأم با مشاهدات سطحى بوده است . بر ديوار روبروى در ورود تصوير شاه اسماعيل در جنگ با جان‌نثارىهاى سلطان سليمان است كه شاه دلاور با ضربتى رئيس جان‌نثاران را دو شقه مىكند و قطرات خون از بدن سلطان فرومىريزد . در پهلوى آن تصوير شاه طهماسب در هنگام پذيرائى از همايون شاه پناهندهء هندى است و آن در سال 1543 است كه دو شهريار در شاه‌نشين چهار - زانو جلوس نموده و در پيرامون ايشان نغمه‌گران و نوازندگان سرگرم ترنم‌اند و قراول و قوش‌بازان همايونى با پرندگانى كه بر مچ دارند فراايستاده‌اند و در جلو صحنه هم دو رقاصه كه چندان چنگى به دل نمىزنند مشغول رقص‌اند . صورت‌ها كم‌وبيش به اندازهء طبيعى است . تصوير سومى بر ديوار غربى ، صحنه‌ايست كه بيشتر دور از رسم و آئين مىنمايد . چهرهء مركزى آن شاه عباس كبير با عبد المحمد خان ازبك « 1 » و همچنين ملازمان دربارى است و ظاهرا مجلس بزم نيك گرم بوده ، زيرا شاه در طلب شراب پيالهء خود را جلو آورده درحالىكه يكى از مهمانها در اثر مستى بر كف مجلس افتاده و جامى را سخت بر لب گرفته و مىگويند كه آن تصوير به اللّه وردى خان سردار نامى شاه عباس كه سرپرست كار برادران شرلى بوده بىشباهت نيست . در ديوار مجاور سه صحنهء ديگر ديده مىشود در يكى از آنها شاه اسماعيل با لشكريان خود در گيرودار نبردى با دشمنان ازبك و تاتار است . در پردهء دومى شاه عباس ثانى مشغول پذيرائى از خلف سلطان سفير مغول كبير ( هند ) است و باز نغمه‌گران و نوازندگان با دايره و قاشقك سرگرم رقص‌اند .
هامش
( 1 ) - بانوشيل نوشته است سفير عثمانى است .