بزرگ و كوچك ناميدهاند . در جزيرهء بزرگتر بز كوهى فراوان است كه افسران انگليسى ساكن باسعيدو ، بوسيلهء سگ تازى تعقيب و شكار مىكردهاند .
طوايف دزدان بحرى
هنگام سير سواحل جنوبى خليجفارس ، به چندين طايفهء عرب برمىخوريم كه افرادى بحرىاند و كارشان بحرپيمائى است و در رشتهء طولانى ساحلى از رأس الخيمه در مشرق تا دماغهء قطر در غرب سكونت دارند .
اين عشاير از روزگار قديم به كار راهزنى دريائى و جنگ و نزاع پايانناپذير فيما بين اشتغال داشتهاند . در اواخر قرن هيجدهم بواسطهء نفوذ نهضت دينى وهابى به صورت نيروى مهيبى درآمدند كه جهد و تلاش آن از مركز عربستان تا كرانههاى خليجفارس توسعه يافت و طوايف ساحلى را در لباس دزدى بحرى به احراز نجات واقعى فراخواند . بديهى است كه چنين شعارى پيروان بسيار يافت و در ظرف چند سال دريا را دستههاى دزدان فراگرفتند و ايشان دهات را ويران مىكردند و اهالى را همراه مىبردند و مىفروختند ، و بنام عقيده و ايمان با كار غارت و يغما راه بهشت مىسپردند . اين طوايف از آن پس گاهى به امير نجد خراج مىپرداختند و طى اقدامات تجاوزكارانه درواقع استقلالى هم كسب كردند .
اين وقايع ايشان را تابع قدرت و نفوذ وهابى و همچنين دچار تصادم شديد با دولت انگليس نمود ، كه از لحاظ مصالح تجارتى و تأمين آرامش و حفظ سرمايههاى كلانى كه اتباع انگلستان در منطقهء خليجفارس داشتهاند ، ناگزير شده است به تكاليف خويش رفتار و در جلوگيرى از كار بردهفروشى در آبهاى اوقيانوس هند اقدام كند . پس از طى شدن مرحلهء تصادفات ، و اختلافات دورهء انعقاد عهود و قراردادها و سرانجام هم صلح دائمى فراآمد ، كه بموجب آن اكنون امنيت بحرى خليجفارس تأمين مىباشد ، و اصحاب معاهدات باصطلاح ديپلماتيك اميران بيطرف عمان « 1 » عنوان يافتهاند . داستان اين روابط را كه هم از جهت جريان طوفانى آن و هم پايان خوشآيندش درخور توجه است مىتوان بنحو اجمال بيان كرد .
هامش
( 1 ) - شيوخ خليجفارس . مترجم .