تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
لنگر انداختن كشتى در كنار شهر با شكافى به عرض 100 يا رد يا بيشتر از خشكى جدا مىشود . در نظر مسافر انگليسى اين صخره‌هاى عظيم كه روى آنها اثرى از خاك و گياه نيست « 1 » از اين جهت بخصوص جالب‌توجه است كه بر هريك از صخره‌ها نام ناوهاى انگليسى كه در دوره‌هاى مختلف از اين ايستگاه بحرى گذشته‌اند ، با حروف درشت سفيد نقش گرديده است ، و همچنين نام كشتىهاى ديگر و نيز يك كشتى امريكائى كه از حضور خود در مسقط يادگارى باقى گذاشته است . اما اين آرايشگرى بمناسبت علاقه و ذوق هنرى ناوبانها نبوده است ، بلكه ناشى از استعداد خوش‌مشربى آنهاست ، زيراكه در مقام استفسار شنيده‌ام كه ناوبانها اجازهء ورود به شهر را نداشته‌اند ، كه مبادا از فرط خوشى و سرمستى رفتار ناهنجارى بكنند ، از اين‌رو در تنها محلى كه مىتوانسته‌اند وقت صرف كنند ، پيرامون صخره بوده است كه ناچار سرگرمى ديگرى جز پرداختن به‌كار نقش و نگار نداشته‌اند .

برج و بناها

از جناح داخلى كه سه ميل پهنا دارد ، برج و باروهاى پرتغالى كه در پرتگاه ميان دو قله بنا گرديده ، از دو سمت بر شهر مسلط است . اين برج و باروها تنها يادگار دوران تسلط پرتغالىها در يك قرن و نيم پيش در مسقط نيست ، بلكه بناى ويرانهء ديگرى هم كه حالا اصطبل سلطان است از بقاياى كليساى قديمى كاتوليك در آنجاست . وضع قلعه‌ها و شهر شباهت تام با وضع و حالت توأم كورفو ( جزيره ) وعدن دارد ، يعنى خصايص دلپذير اولى و ويرانگى دومى را مجسم مىسازد ، من بر برج شرقى بالا رفته‌ام . موضع‌هاى دفاعى را فرمانده جوانى نشانم داد ، و او افسر خوش‌قيافهء ريشوى بلوچى بود و نفرات آنجا شامل دستهء محدودى از جنگاوران عرب با چهره‌هاى جالب و لباس ژنده بودند ، و آتش‌بارى با چند توپ كهنه داشتند كه بعضى از آنها بر زمين افتاده بود ، و چندتا نيز روى عرابه‌هاى نيم‌شكسته در
هامش
( 1 ) - اوكرالوىAucher Eloyنبات‌شناس گفته است كه در صورت مقايسه با تپه‌هاى مسقط ، كوه سينا بوستانى بشمار ميرود .
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 527 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى