فوقانى آن فقط بر بيست ستون استوار است . شمارهء چهل را افرادى سهلانگار و خوشباور از سايهء بيست ستون در حوض آبى كه جلو آن است اقتباس كردهاند ، ولى من خيال كرده بودم كه شايد روزگارى ايوان ديگرى با بيست ستون در عقب و يا در كنار تالار مركزى قرار داشته و به من گفته بودند كه بواسطهء خرابى و تعميراتى كه سال پيش ( 1891 ) در آنجا مىكردند آثار چنين بناى اضافى اصلى پيدا شد .
از طرف ديگر هم من نه در سفرنامهها و نه در لوحههاى سياحان پيشين اشارهاى دال بر وجود چنين ساختمانى نديدهام بنابراين ترديدى ندارم كه اين اسم ناشى از انعكاس ستونهاى بيستگانه در آب و حاكى از عظمت و اندازهء معتنابه آن است . چون عنوان چهل در ايران نيك متداول است مثلا تخت جمشيد را چهلمنار گفتهاند و يا چهلچشمه و چهلدختران و چهلچراغ ( كه معمولا به شمعدانهاى چند شاخهاى اروپائى اطلاق مىشود ) « 1 » .
تالار در ته باغ وسيعى واقع است و جلو آن در وسط حوض است كه وقتى كه من ديدم آب نداشت . چند رديف سيم در اطراف آن بر تيرهاى بلند آبى و سبز رنگ علامت اين بود كه آن اواخر در آنجا چراغانى شده بود . سردروازههاى ورود به اين محل با كلههاى گاو و بزكوهى و از اينگونه حيوانات زينت يافته است .
چهلستون در اصل بوسيلهء شاه عباس بنا شد ، اما به گفتهء كروزينسكى كه در آن هنگام در ايران بود قسمت عمدهء ساختمان قديمى صد سال بعد در سلطنت شاه سلطان حسين دچار حريق شد و اين پادشاه كه به وجه كودكانهاى خرافاتپرست بود در خاموش كردن آتش دخالتى ننمود به اين دليل كه شعلههاى آتش علامت مشيت خداوندى بود . ولى پس از آنكه آتش كار خود را كرد ، وى به تعمير آن پرداخت . اين نكته كه كسى از نويسندگان غير از يك نفر متوجه آن نشده است علت اختلافى است كه بين شرح شاردن و تاورنيه قبل از پادشاهى شاه سلطان حسين با نوشتههاى بعدى وجود دارد .
هامش
( 1 ) - به احتمال قوى هكاتو ميليا يا صد دروازهء يونانىها نيز از همين قبيل است و مىتوان چهل دزد علاء الدين را هم مثال آورد .