و احدى را نسبت به او امكان آزار نيست ، اما در عهد صفويه اين وضع تبرك قاطع و غيرقابل ترديد بود . هيچكس حق نداشت از آستانه عبور كند ، پادشاه گاهى سواره از آنجا عبور مىكرده است . همهء كسانى كه به حضور شاه مىرسيدند هنگام ورود بر آستانه بوسه مىزدند و آنجا پناهگاه غيرقابل تجاوزى بود . فقط پادشاه مىتوانست گناهكارى را از آنجا اخراج كند و اين منظور را هم با گرسنگى دادن مقصر انجام مىداد .
تاورنيه راجع به عالى قاپو توضيحاتى وافى داده است : « رسم بر اين است كه تمام سفرا ، عالى قاپو ( قاپى ) را سلام و تعظيم كنند و آن به خاطر سنگ مرمر سفيدى است كه به شكل پشت الاغ بجاى پله مورد استفاده است و مىگويند در قديم از عربستان موطن حضرت على ( ع ) آوردهاند . هروقت كه شهريار جديدى تاجگذارى مىكند بايد از بالاى اين سنگ گام بردارد و اگر بر سبيل سهلانگارى پاى او به سنگ اصابت كند چهار نگهبان كه در آنجا آمادهاند پادشاه را برمىگردانند كه آن كار را تكرار كند » .
از قول « تهونوت » استنباط مىشود كه آن سنگ مرمر در دروازه نبوده ، بلكه در انتهاى معبرى بوده كه از عالى قاپو وارد مىشدهاند « در تالار يا قسمت سرگشادهء فوقانى كه بر دروازه ستون چوبى استوار است و يك حوض سنگى در وسط آن قرار دارد پادشاه در نوروز سفرا را بار حضور مىدهد و از آنجا بازى چوگان و مسابقهء اسبسوارى و جنگ حيوانات وحشى و سرگرمىهاى عامه را كه در پائين برگزار مىشود تماشا مىكند » اين بنا را وقتىكه من ديدم خالى بود و عمارت وامانده و فراموششدهاى مىنمود .
قصر
در اينجا سردر پيشآمدهترين قسمت قصر همايونى است . حياطها و باغها و ايوانهاى متعدد مساحت بزرگى را فراگرفته كه شاردن محيط آنها را معادل چهار ميل و نيم نوشته و آن در سراسر ضلع غربى ميدان تا چهارباغ كه مسافتى طولانى است امتداد داشته است . در اين قصر فعلا ظل السلطان حاكم