گنبد كوتاهى بر آن است . تنها اروپائيانى كه من اطلاع دارم علاوهبر حياط ، داخل مسجد را هم ديدهاند ، جى . اس . باكينگهام در سال 1816 و اى . فلاندن در سال 1840 بود . روبروى در ورودى ايوان سومى با منارههائى در طرفين هست كه از آنجا وارد مسجد اصلى مىشوند كه گنبد بزرگ بر رأس آن قرار دارد .
سطح اين گنبد با كاشىهاى نفيس شامل طرحهائى به رنگ كبود و سبز بر زمينهاى لاجوردى است كه از آثار بسيار برجستهء شهر بهشمار مىرود . در دو سمت مسجد حياطهاى ديگر با حوض و رواقهاست كه روز جمعه محل اجتماع عامهء مردم است . سبك آرايش اين ساختمان ممتاز اگرچه مثل ساير بناهاى تاريخى ايران رو به ويرانى و زوال است باز از بناهاى عالى دورهء صفويه مىباشد . مؤذنها هيچگاه چهار منارهء مسجد را مورد استفاده قرار ندادهاند چون شهرياران گمان مىنمودند كه آنها از بالاى منار به اسرار حرمخانهء مجاور نظر اندازند ، در عوض غرفهء بىريخت و ناقص در رأس يكى از ايوانها ساخته شده است .
دروازهء عالىقاپو
حال ما سمت غربى ميدان را مورد توجه قرار مىدهيم كه مهمترين ساختمان آن در انتهاى جنوبى عمارتى بلند بهصورت معبرى طاقدار بزرگ مشرف به ميدان و در جلو آن هم ايوان شاهى است كه ستونهاى چوبى دارد و قسمت عقب آن عمارتى بلندتر و سه طبقه واقع است .
اينجا تالار قصر همايونى است و رواق پائين آن به عالىقاپو ( قاپى ) ( دروازهء مقدس معروف است ) . اين نام را نويسندگان مختلف ، متفاوت نوشتهاند بعضى مىگويند اللّه قاپوست و از آن جهت چنين ناميده شده است كه مكان مقدسى است و بعضى هم مىگويند على قاپوست يعنى دروازهء على و روايتى هست كه شاه عباس آن را از روى نمونهء بارگاه على ( ع ) در نجف نزديك فرات ساخته و دستگاه قديمى آن مزار را نيز جواهرنشان نموده است . معنى واقعى آن از قرار معلوم عالى قاپو يا دروازهء عالى است . جنبهء تبرك آن از بين رفته ، ولى هركس كه به زير زنجير عقب بنا كه از تكه و پارههاى ندرى پوشيده است برسد در پناه و بست خواهد بود