در فصل تهران شرحى بيان كردم « 1 » در دالانهاى تحتانى كه به ميدان راه دارد مردم در حال نوشيدن چاى يا كشيدن قليان ديده مىشوند .
شاه عباس با علاقهء پدرانه فرمان داده بود كه در همين محل ملاها براى سرگرمى ، مردم را با وعظ و بيان موضوعات جدى مشغول سازند . بر فراز طاق اصلى در محلى كه هنوز معلوم است و با كاشىهاى جديد آراستهاند ساعت بزرگى نصب شده بود . ( تاورنيه آن را ساعت خورشيدى خوانده است ) و بنابر قول اولئاريوس صنعتگرى انگليسى به نام فستى « 2 » براى شاه عباس ساخته بود و چون مخترع به دست يك ايرانى به قتل رسيد ساعت بعد از مرگ او خراب شد . در بالاى ساعت هم زنگ ناقوس بزرگى بوده است كه در حاشيهء آن نوشته شده بود :
« حضرت مريم مقدس در حق ما زنان دعا كن » و آن از عبادتگاه زنهاى پرتغالى در جزيرهء هرمز بهدست آمده بود . صداى آن زنگ هيچگاه شنيده نشده بوده است .
صد سال پيش آن را پائين كشيدند و براى توپسازى ذوب كردند . تا اوايل اين قرن هم ساعت را در آنجا ديده بودند . اوليويه به سال 1796 آن را ديده بود و در سال 1808 بوسيلهء حاجى محمد حسن امين الدوله بيگلربيگى اصفهان در عهد فتحعلى شاه بهعنوان تعمير گچكارى طاق برداشتهاند .
مسجد شيخ لطف اللّه
در جهت شرقى ميدان ، مسجد شيخ لطف اللّه واقع است كه غالبا آن را مسجد صدر العلماء اصفهان هم مىنامند ( شاردن صدر نوشته است ) .
اين مسجد در دورهء جديد بهاندازهء سابق محل توجه نيست اما گنبد آن كاشىكارى
هامش
( 1 ) - شاردن مىنويسد هنگام طلوع آفتاب و نيمهشب هم مىنواختهاند ، سانسون نوشته است كه ظهر و غروب و دو ساعت بعد از نيمهشب و در روزهاى عيد هم تمام شب و روز . از يكى از اشعار سعدى استنباط مىشود كه در زمان او بامداد هم مىنواختهاند :« تا نشنوى ز مسجد آدينه بانگ صبح * يا از در سراى اتابك غريو كوس »- مترجم لوبرن نام ادواتى را كه در نقارهخانه بهكار مىرفته است ذكر نموده كه هنوز تقريبا همان است شامل :
دهل ، شيپور ، طبل ، كرنا ، نى ، چنگ و سنج . « ته و نوت » مىنويسد : كرناها هشت پا طول داشته است .
مىگويند اين رسم از زمان اسكندر نيز در ايران بوده است .
( 2 ) -Festi