وارد مىكنند . در اينجا در قايقهاى بزرگ طرز پاروزدنى ديدهام كه در ديگر نقاط نديده بودم . در اين قايقها نشيمنگاهى نيست ، بلكه چهار پنج نفر در مقابل يكديگر در لبههاى جلو و عقب مىنشينند و پاروهاى بزرگى را بر شانههاى راست و چپ خود حركت مىدهند و سكانى هم در كار نيست فقط پاروها پيوسته در حركت است و قايق را پيش مىراند و بهنظر من هر ناحيه بنابر تجربه راهورسم خود را كه با شرايط محلى مناسبتر بوده ، در اين كار پيدا كرده است . اگرچه بايد اعتراف كنم كه با وجود اين گمان خويش از تارانتاسهاى روسى و كاتامارانهاى سيلانى بيشتر دچار حيرت شده بودم . بارى از اظهار اين مطلب خوددارى نتوانم نمود كه اگر افراد سادهلوح لنگه كمترين اطلاعى از ماهيت نيروى حركت مىداشتند درمىيافتند كه شيوهء كار آنها هدر دادن قوهء انسانى است كه آسان قابل عفو نيست .
تجارت
لنگه عمدهترين بندر ولايت لارستان ايران است كه از ديرباز با بحرين و سواحل عربستان دادوستد تجارتى داشته است ، اما كار تجارت خارجى آن اخيرا آغاز شده ( دهكدهء لنگه در هفت ميلى آنجا در ساحل ، مقر ادارى و تجارتى هلنديها بود ) ولى سريعا ترقى نموده است . هرساله تقريبا 100000 ليره پارچهء نخى به آنجا وارد مىشود و بطور متوسط در حدود نصف كليهء واردات سالانه ( از لحاظ ارزش ) مرواريد است كه با ارزش بين 300 تا 400 هزار ليره هرسال به آنجا وارد مىشود .
البته اينهمه واردات را از لنگه به ديگر نقاط داخلى صادر مىكنند و اين حقيقت از آنجا استنباط مىشود كه مقدار واردات آنجا با رقم صادراتش كموبيش برابر است . تنباكوى ايران از اقلام عمدهء صادرات است كه بيشتر به بازارهاى عثمانى مىبرند . از جهت ديگر توتون تند و قوىتر ، از عثمانى براى مصرف محلى وارد مىشود . ترتيبى را كه نمايندهء كنسولى بريتانيا در آنجا به كار برده است كه اقلام واحدى را هم در ستون واردات و هم صادرات قيد نموده است ، ميزان درستى براى تعيين مقدار واقعى تجارت اين محل بدست نمىدهد .