تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨

فصل بيست و ششم بحريه

واهمهء ايرانيان از دريا

شايد بهتر آن باشد كه در اين باب گفتار شايع راجع به مار را در جزيرهء ايسلند شاهد بياورم كه گفته‌اند در آنجا اصلا مار نيست . يافتن نشانه و اثرى از وجود بحريه در ايران نيز به همين اندازه دشوار است . ايرانيان كه بارها در ميدان جنگ دلاورى نموده‌اند ، هيچ‌كسى از مهارت دريائى آنها تعريفى نكرده است . از اين‌رو دشوار و شايد غيرممكن باشد كشور ديگرى را در جهان سراغ كرد كه داراى دو كرانهء دريائى ممتاز و از اين لحاظ به‌وجه تحسين‌انگيزى واجد وضع مساعد تجارتى باشد ، ولى نسبت به هر دو مزيت مزبور پاك بىاعتنا مانده باشد . ايران در دوران جديد دريانوردان نامى و يا افرادى در حرفه و كار كشتىرانى نداشته و در هيچ رزم بحرى نيز اظهاروجود نكرده است . سيسرون ( چيچرو ) در يكى از نامه‌هاى خود به اتيكوس نوشت كه پمپه سردار با تميستوكل كاملا هم‌رأى بود كه تنها آن قدرتى امكان بقا دارد كه درياها را در اختيار داشته باشد ، ولى از قرار معلوم هيچ شهريار ايران از روزگار خشيارشا « 1 » به اين اصل اعتقادى نداشته مگر شاپور دوم پادشاه ساسانى ( 310 - 379 ميلادى ) كه مىگويند از آن جهت به او
هامش
( 1 ) - بحريهء مردونى و خشيارشا نفرات ايرانى نداشت ، بلكه ناوبانها از ايالات تابع شاهنشاهى بودند و در هيچ‌يك از كتيبه‌هاى هخامنشى نيز اثرى از نبرد دريائى نيست .