و به همانحال به پائين پرت مىكردند يا آنكه سر از تن او جدا مىساختند . اين رسم هم از بين رفته است .
در دو انتهاى ميدان دو حوض از سنگ سماق بوده كه هنوز هم هست و لبريز از آب است . در جلو عالى قاپو بالغ بر صد توپ كه در جنگ جزيرهء هرمز غنيمت بهدست آمده بود در پشت ديوارهء چوبى جا دادند ، اين هم از بين رفته است ، تنها چيز قديمى كه در ميدان مانده بود دو ستون مرمر علامت دروازه ، بازى چوگان بود ، اين بازى را اعيان ايرانى دوست مىداشتند اين ورزش نيز به مرگ طبيعى درگذشت « 1 » .
هنگام روز ميدان پر از غرفه يا چادرهائى بوده كه بر تيركها بند مىكردند و در زير آن خردهفروشان جنس خود را روى زمين در معرض فروش قرار مىدادند .
در هنگام جشن تمام اين چيزها را برمىچيدند شبانگاه معمولا ميدان ، محل بازيگرى نقابپوشان ، خيمهشببازى ، عمليات آكروباتها يا دستههاى قصهگو يا كشتىگيران يا دراويش يا جنگ خروس يا قوچ و خيمههاى زنان تبهكار بود ، همه اينها از بين رفته است مگر چند غرفه و دكان در انتهاى شمالى ميدان .
نقارهخانه
در اينجا هنوز رواق بزرگى هست كه دهليزهاى طاقدارى در كنار آن ديده مىشود كه به قيصريه يا بازار اصلى مربوط است . در طاق عمده اين بناى بلند آراسته كه تصوير شاه اسماعيل يا شاه عباس را در ميدان جنگ نشان ميدهد نقارهخانه اصفهان واقع شده است . در آنجا سحرگاه موسيقى گوش - خراشى براى بيدارباش اهل حرمخانه نواخته مىشود و راجع به اين موضوع
هامش
( 1 ) - در اين بازى هر طرف به تفاوت از پنج تا بيست نفر بودند . پيتر و دلاواله چگونگى بازى چوگان را كه در قزوين به سال 1618 ديده بود شرح داده است . عبد الملك سامانى موقع بازى چوگان از اسب فروافتاد و جان داد . شاه صفى اول و شاه عباس ثانى در اين بازى مهارت بسيار داشتند . اوزلى شرح مبسوطى راجع به اين بازى نوشته ، ولى به خطا آن را همان كريكت انگلستان يا گلف اسكاتلند نام برده است .