كه وجود شيخ تمر با آنهمه قدرت و اثر مورد پسند دولت ايران نمىتوانست باشد و در سلطنت محمد شاه اقدامات نظامى آغاز شد و چون شيخ در سال 1840 محمد تقى خان رئيس فرارى ايل بختيارى را پناه داده بود او را ياغى اعلام و تعقيب كردند ، چنان كه ناچار شد به خاك عثمانى فرار كند . نوادهاش فريس جانشين او شد . شيخ تمر ( تامر ) آخرين رئيس مقتدر طايفهء ابو نصر يا خانوادهء حكمران فلاحيه بود كه از آن پس به وضع خالى از اهميتى فروافتاده و در عوض كار طايفهء محيسن رونق گرفته است ، اما بازماندگان شيخ تامر ( تمر ) هنوز فلاحيه و ده ملا را كه اقامتگاه ديگرى متعلق به طايفهء كعب است در دست دارند .
محيسن
حاجى جبار خان كه مردى نيك باهوش و حسابگر بود دريافت كه يگانه سياست صواب آن است كه قدرت روزافزون دولت ايران را ناديده نگيرد ، وى با لقبى ايرانى تا روز وفاتش در اكتبر 1881 حكومت محمره را در اختيار داشت سپس فرزند جوانترش شيخ مزعل خان رياست طايفه و با عنايت شاه حكومت محمره را نيز برعهده دارد . او هر ساله در موقع نوروز با گرفتن خلعت توسط والى خوزستان در مقام خود تثبيت مىشود . اين رسم ايرانى هم دال بر تجديد مقام و هم موجب تقديم وجه كلانى به فرستندهء خلعت است . علاوهبر اين در سال 1889 لقب پرطنطنهء معز السلطان را هم به او دادهاند كه لازمهاش باز تقديم بهاى متناسبى در ازاى آن بود .
شيخ مزعل خان
شيخ در خانهء باشكوهى كنار شط العرب اقامت دارد و آنجا را قيليه مىنامند و در يك ميلى محمره واقع است و پرچم ايران برفراز اقامتگاه او در اهتزاز است . در جلو عمارت مزبور بر كنار شط توپى ديده مىشود و مأموران او براى جواب دادن هر سلامى همواره آمادهاند كه كشتىهاى تجارتى كمپانى هند و انگليس به افتخار سرور ايشان شليك مىكنند و آن به مناسبت قدر - دانى از كار پدر او است كه چند سال پيش از آن يكى از كشتىهاى كمپانى را كه گرفتار دزدان دريائى عرب شده بود از خطر نجات دادند .
همين كه شليك سلام از كشتى شنيده مىشود توپ شيخ مزعل هم جواب