تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
بكشند تا سطح آب بالا آيد و هم بكندن كوه اقدام شود و مهندسى فرانسوى ژنست « 1 » نام عهده‌دار اين كار بود . اين دو نقشه هم به جائى نرسيد و وضع و حال بدين‌منوال تاكنون مانده است . « استك » در سال 1881 آن كوه‌كنى ناتمام را بازديد كرد و خبر داد كه در كوه شكافى با 300 يا رد طول و 15 يا رد پهنا و 50 پا عمق بوده و قطعات سنگ كه از كوه بريده بودند در آن حدود انباشته بود و آلونك‌هاى خراب سنگى كه براى كارگران فراهم ساخته بودند ديده مىشده است . سرگرد « ساير » نظر داد كه يك بيستم كار انجام يافته بود ، درهرحال اين كارى نيك بجا بود . هموارى زمين مساعد و موانع قابل رفع بود . فن جديد مهندسى قادر است كه اين منظور را با كمك تونل و سدسازى انجام دهد و با آب فراوانى كه كارون دارد و شعبه‌هاى متعدد به آن وارد مىشود اگر چنين اقدامى هم انجام پذيرد باز به مقدار آب در حدود شوشتر لطمه‌اى نخواهد رسيد ، اما اشكال كار در اين است كه اگر آب زاينده‌رود بيشتر شود پيش از رسيدن به اصفهان در زمين‌هاى مجاور پراكنده و تلف خواهد شد . بارى اين همه فكر و خيال دربارهء كارى از اين قبيل در سرزمين ايران بىمورد است و احتمال اينكه ناصر الدين شاه به اين كار اقدام كند همان اندازه بعيد مىنمايد كه گرويدن او به آيين پروتستان .

لرهاى كوه‌كيلويه

بايد در اينجا نام شاخه‌هاى ديگر طايفهء لر را كه در همين حدود ايران صحرانشين‌اند ذكر كنيم . يكى از آنها تيرهء كوه‌كيلويه است كه در جنوب بختيارى و حوالى كوه دينا و سرچشمه‌هاى رودخانهء جراحى مركز آنهاست و از رامهرمز تا بهبهان سامان ايشان محسوب مىشود و از سمت مغرب با عربهاى خوزستان و مشرق با لرهاى ممسنى مربوط مىشوند . فهرستى از تقسيمات طايفه‌اى آنها كه در يك قرن و نيم گذشته بوسيلهء « سر . اچ . ليارد » و « سر . جان ميشل » و آقاى « برينگ » ( عضو سفارت در تهران ) تنظيم شده است در اينجا ضميمه مىكنم . اين تيره خود را از بختيارىها جدا
هامش
( 1 ) -Genest