طى اين جريان قرين سرگردانى چند شعبه به آن مىپيوندد و مهمتر از همه كه بهاندازهء خود كارون پرآب است ، آب بزوفت يا رودبار است كه از سمت شمال غربى در بسترى كه تقريبا موازى جريان خط سير مبدأ آن است بدان ملحق مىشود . شعبههاى قابل ذكر ديگر يكى رودخانهاى است در سمت شرقى كه از آب لبريز درياچهء چاقخور تشكيل مىيابد و نهرى هم از جانب شمال كه نام آن بهشتآباد يا در كشوركش است كه چهارمحال را مشروب مىسازد و نزديك دوپلون ( دوپلها ) آب سبزو به آن مىريزد كه ( همچنين ناميده مىشود :
دهىنور ، ديناران و آب گوراب ) ، و از جنوب هم آب برس از كوه دينا . و از اينجا تا شوشتر نيز چندين شعبهء ديگر به آن مىريزد كه آب زيادى ندارند و از آن جمله چند شورابه يا آبهائى است كه با مواد نفتى آميخته است .
كاركونان
چنان كه گفتهام زايندهرود نيز از كوهرنگ ، ولى از جانب ديگر آن سرچشمه مىگيرد . بين اين رودخانه و كارون برآمدگىهاى كوه امتداد دارد و يكى از سلاطين اوليهء صفويه درصدد برآمده بود كه از ميان اين رشتهها در درهء شوراب مسير كارون را تغيير دهد تا آب زايندهرود عزيز را كه در موقع ورود به اصفهان نهر كوچكى مىشده است زياد كند . اين محل انحرافى را كاركونان مىناميدهاند .
بانى اين نقشهء خيالآميز ، اما پسنديده كه اولئاريوس ، هربرت ، تاورنيه ، سنسون و شاردن راجع به آن اشاراتى كردهاند گويا در قرن شانزدهم شاه طهماسب بوده كه دستور داد تونلى حفر كنند ، ولى بواسطهء دم و بخار انجام آن كار ميسر نگرديد .
شاه عباس نقشهء كندن نقب را كه وسايل كار در آن زمان براى اجراى اين مقصود كافى نبود كنار گذاشت و كندن كوه را ترجيح داد كه بنابر قول هربرت 000 / 40 و گاهى تا 000 / 100 كارگر به آن كار مشغول شدند ، ولى سرانجام در اثر صدمات ناشى از برف و سرماى زمستان از اين كار دست كشيدند .
شاه عباس دوم دو اقدام را باهم دستور داد يعنى هم جلو كارون را سد