است ) و شاهنشاهان هخامنشى بخصوص در نقشونگارهاى كاخ شوش آن را اقتباس كرده بودند و اين محل كه تا بابل فاصلهء زيادى نداشته ، در ناحيهاى واقع شده بود كه مثل حوالى تخت جمشيد نبود كه سنگ آسان بدست آيد و برعكس خاك رس براى تهيهء آجر در آنجا فراوان بوده است .
اين كتيبهء تيراندازان شاهى صفى از جنگاوران در نقوش برجسته است كه پنج پا ارتفاع دارد . ريش اين افراد و موى سر به سبك آشوريها منگولهدار و تابيده است و بر پشت خود تركش بزرگ و كمان حمل مىكنند و نيمتنهء زرد - رنگى در تن دارند كه نقشونگار و گل و بتهدار است . كلاهى شبيه به عمامه بر سر و سپرهائى با قبهء طلائى كه در دست دارند آنها را بسان ده هزار سرباز جاويدان نشان مىدهد كه هرودوت در تاريخ خود شرح مىدهد .
چهرهء آنها از رنگ تيره تا سفيد حاكى از آن است كه از نواحى متفاوت بودهاند . كتيبههاى شير كه بين آجرها تعبيه شده است و شامل طرحهاى پهناى قرينهدارى است ، جانورانى را نشان مىدهد كه با چنگال گشاده و چشمان آتش - بار و عضلات ستبر و دم گسترده در حال حملهاند . رنگها اكثرا سبز ، صورتى ، آبى و زرد است كه بدون شك در مقابل تلألؤ آفتاب سوزان شوش كه از ديوارهاى قصر انعكاس مىيافته منظرهء پرشكوهى پديد مىآورده است .
آقاى ديولافوا ضمنا مقدارى مهر و سكه و ظروف و استوانه و شيشه و آلات سفالين متعلق به همان دوره را كشف كرده است كه در لوور مىتوان ديد . ولى آنچه او پيدا كرده است به مقايسه با بقاياى دورهء قديمتر كه به احتمال قوى در زير همين آثار مدفون مانده است چيز عمدهاى بشمار نمىرود . بناهاى پادشاهان هخامنشى كه تاريخ ساختمانى ديرترى دارند در سطح بالاتر تپهها نهفته است .
از اينرو كاشفين آينده در زير اين آثار نمونههاى ادوار بس قديمتر را پيدا - خواهند كرد كه بدانوسيله پىبردن به اسرار قدمت شوش بهتر ميسر خواهد گرديد .
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 378
مساهمون: جورج ناتانيل كرزن
ص٣٧٨