دو تيرهء عمدهء اين طايفه از ديرباز هفتلنگ و چهارلنگ بودند . بنابر روايت شايعى كه در ميان خود اين طايفه نيز رواج دارد اين قوم اصلا از حدود شام به رياست سركردهء واحدى به اين منطقه آمدهاند و يكى از بازماندگان او هنگام مرگ دو خانواده يكى شامل هفت و ديگرى چهار پسر باقى گذاشت و كشمكش و رقابت اين دو دسته از آن پس در احراز مقام سرورى دوام يافته است .
بنابر شرح ديگر ارقام هفت و چهار مشعر بر ميزان مدد و يارى بوده است كه ايشان از سابق در كار دولت مىكردهاند . دستهء هفتلنگ كه حقيرتر و بيشتر صحرانشين بودند يكهفتم دارائى خود خراج مىدادند و چهارلنگها كه صاحب دهات و زراعت بودند يكچهارم مىپرداختهاند . حقيقت امر هرچه باشد از همان زمان قديم دشمنى عظيمى بين دو تيره پديد آورده است و از موجبات آن يكى هم اين بود كه در حين رفتوآمد به ييلاق و قشلاق از حدود يكديگر عبور و باهم اختلاف و تصادم پيدا مىكردند .
بين سالهاى 40 - 1830 محمد تقى خان نام از طايفهء كونورزى تيرهء چهارلنگ كه به رشيد خان برادر عليمردان خان نسب مىرسانيد بواسطهء قدرت و كفايت خود در ميان ايل بختيارى مقام سرورى يافت . او ابتدا رئيس ناحيه و طايفهء خود شد و سپس به سركردگى جانيكى ( جوانكى ) گرمسير رسيد كه واحد ايلى بزرگى است كه بنابر سابقه شامل سركردگى همهء چهارلنگ بود .
در بحبوحهء قدرتش هفتلنگها و طايفهء فيلى و لرهاى كوهكيلويه نيز فرماندهى او را پذيرفتند . اين همان سردارى است كه محمد شاه كه به فتح و پيروزى نظامى علاقهء بسيار داشت درصدد سركوبى او برآمد و ليارد شرححال ممتاز و ماجراى گرفتارىهاى او را با بيانى شيوا بازگفته است .
محمد تقى خان
محمد تقى خان از آن قبيل افرادى بود كه با كار و وجود خود نشان داده بود كه محيط ايلى و زندگانى صحرائى نيز قادر است كه افكار و مرام عالى در زمينهء سياستمدارى يا مردانگى پرورش دهد . او كه جنگاور