همهجا كوهستان بلند است و از ميان صخرهها راه ساختهاند « 1 » از يك سر تا سوى ديگر در هفده روز پيموده مىشود و عرض اين سرزمين را در ده روز مىتوان پيمود . سلطان آنجا براى پادشاه عراق هدايا مىفرستد و گاهى به ديدار او مىرود . در هريك از ايستگاههاى اين خطه صخرههائى براى اهل تحقيق و اهل دين و مسافرين آماده است و هركه آنجا وارد شود نان و گوشت و شيرينى مهياست . من ده روز در اين سرزمين كوهستانى سير كردم ده تن روحانى نيز با من بودند و پس از انجام سفر ده روزه در قلمرو سلطان به ملك اصفهان وارد شديم » .
سه قرن بعد مشهودات شاردن را در اختيار داريم و قول او تا امروز هم كاملا صادق و دال بر اين است كه در جاهاى دورافتاده سير زمان چهاندازه بطى است :
« مردمى كه در لرستان ساكناند به خانه و بنا هيچ علاقهاى ندارند و در محل ثابتى زندگى نمىكنند ، بلكه صحرانشيناند . كار عمدهء آنها گلهدارى است و به حد وفور احشام دارند ، خانى بر آنها حاكم است كه پادشاه ايران تعيين مىكند ، ولى از بين خودشان انتخاب مىشود . اكثر ايشان از يك قوم و تبارند . فرزند جانشين پدر مىشود ، از اينرو هنوز در نزد آنها شبحى از آزادى هست ، اما خراج و عشريه مىدهند . اين ولايت گاو و گوسفند اصفهان و توابع را تأمين مىكند و به همين دليل است كه حاكم ايشان در اين نواحى احترام فراوان دارد » .
در دورهء انحطاط سلسلهء صفوى ، كروزينسكى نيز از تغيير نايافتن امور در ايران صحبت به ميان آورده است و در آنجائى كه از سياست تفرقه و نفاق كه بين لرها و بختيارىها مجراست صحبت داشته است كه رسم و كارى است كه از عهد شاه عباس به يادگار مانده است . اين شهريار در هر شهر و ديار دستههائى رقيب
هامش
( 1 ) - بدون شك اشاره به راه سنگفرش معروف به جادهء اتابك يا راه سلطانى است كه از شوشتر شروع مىشود و از جبال بختيارى مىگذرد و به اصفهان مىرسد . آثار اين راه بزرگ هنوز در كرانهء كارون در جلگهء مرتفع شوش و بر كوهستان بالاى مال امير ديده مىشود و به احتمال قوى اتابكان نساخته بودند و خيلى محتمل است كه از دورهء ساسانيان و يا حتى عهد هخامنشيان باشد . دوبود اشتباها آن را همان راه نردبانى مىشمارد كه لشكريان اسكندر عبور كردند و آن را ساختهء پادشاه ايلام دانسته كه در تورات هم ذكر آن آمده است و منظور كتلهاى فارس بوده .