بند شاه عباس
بعد از عزيمت از كاشان راه تا شانزده ميل در مسيرى پرسنگ و نسبتا هموار و سربالا تا دامنهء كوه پيش مىرود سپس با انحرافى تند به رشتههاى جبال نزديك مىشود در مسافتى كه تا گردنه چندان دور نيست ، در همان محلى كه كرپورتر سادهلوح گفته بوده است درهء تنگى مارپيچ و طلسم و تاريك با كاروانسراى وارفتهء گبرآباد - مسكن مخروب زردشتيان - واقع شده است .
در اينجاست كه بالاخره قلهء برفى دماوند از نظر ناپديد مىشود و از تهران تا اينجا هنگامى كه قلههاى فرعى يكى بعد از ديگرى در افق فرومىرفت ، او با سرافرازى كاملا شاهوار ، يكهوتنها سر تاجدار بر آسمان داشت . مسافت مستقيم بالغ بر 150 ميل است « 1 » .
بعد از گردنه راه به تنگهء صخرهاى مىرسد كه پورتر سخنپرداز با اغراق تمام آنجا را پرتگاه عظيم و گردنهء غيرقابل عبور و از لحاظ ريخت و وضع و بلندى برتر از همهء كوههاى خطهء قفقاز ناميده است . در همان حوالى ما به سد سنگى بزرگ اللّه وردى خان مىرسيم كه در دورهء شاه عباس فرمانده سپاه بود و پلى ديگر به همين نام در اصفهان ساخت . اين ساختمان بزرگ كه دره را از يك سر تا سر ديگر بسته است در فصل بهار آب برفهاى كوهستان را جمع و درياچهاى كه عمق و اندازهء قابل ملاحظهاى دارد توليد مىكند و آب آن بوسيلهء دريچهاى خارج مىشود كه هنوز مصداق قول تاورنيه است كه در اين زمينه نوشته است :
« در انتهاى دره به ديوار سنگى بزرگى مىرسيم كه از وسط آن عبور و دو سمت كوه را به هم متصل مىكند . اين ديوار درحدود صد گام طول دارد و بيش از 30 پا ضخامت و پنجاه پا ارتفاع و آن را شاه عباس كبير ساخته است و قصدش اين بوده است كه آب جارى از كوه را انبار و در موقع ضرورت مصرف كنند . در پاى
هامش
( 1 ) - دماوند را از مسافتهاى دور تر هم ديدهاند ، موريه در سفرنامهء اول مىنويسد كه : آن را از بالاى منارهء مسجد شاه در اصفهان ديده است كه 235 ميل است ، اما بدلايل طبيعى اين كار محال مىنمايد .
ژنرال مونتايث آن را از فراز كوه سبلان در بالاى اردبيل ديده كه 270 ميل است . همچنين بى . اچ .
بروس آرارات را از دربند در كرانهء خزر ديده بود كه مسافتش 240 ميل است .