تاريخ
در روزگار قديم پيشكوه و پشتكوه و اراضى وسيع حوالى آن در دورهء امارت اتابكان لرستان كه سابقا اشاره نمودم قلمرو متحدى تشكيل ميدادهاند .
تنها شرح جامع راجع به اين خاندان كه آل خورشيد نام داشتهاند در شرفنامه مندرج است . اين سلسله از سال 1155 ميلادى تا اوايل قرن هفدهم حكومت كردند .
ماركوپولو قلمرو ايشان را يكى از هشت اميرنشين ايران نام برده است .
از همان اوان كار لرها نام و نشان نامطلوب غارتگرى و راهزنى را كه هنوز آثار آن كموبيش ديده مىشود راجع به خود شايع نمودند . منگوقاآن هنگامى كه برادر خود هلاكو خان را به حكومت ايران فرستاد به او تأكيد كرد كه بمناسبت صدماتى كه دستههاى كرد و لر به مسافران جادهها وارد مىساختند آنها را مورد مراقبت و سختگيرى بيشترى قرار دهد .
تيمور برعليه آنها لشكر كشيد ، زيراكه حتى از صدمه و آزار زوار حج دريغ نمىنمودند . وى بروجرد و خرمآباد را در سال 1386 تصرف كرد . آخرين امير اين خاندان شاهوردى خان ميرويركند نام داشت كه چون منزلت و اقتدار بسيار فراهم ساخته بود سوءظن شاه عباس را تحريك كرد ، پس او را دستگير و نابود كردند . از آن پس عنوان اتابك هم منسوخ و بجاى آن عنوان جديد والى لرستان به حسين خان « 1 » نام كه در دورهء حكومت امير مخلوغ مقام برجستهاى احراز كرده بود اعطا شد .
راوى ايرانى من حكايت مىكرد كه اين حسين اصلا عرب و از خانوادهء روبيه « 2 » اهل حوزهء غربى دجله بود كه با هموطنان خود نزاع و به لرستان مهاجرت كرده بود و با خانوادهء فيلى وصلت كرد ، ولى سابقهء كار هرچه باشد خانوادهاى كه به شرح بالا ارتقا يافته اين شأن و مقام را كماكان حفظ كرده است .
هامش
( 1 ) - در آن موقع ايران چهار والى داشت كه از مقام و حكومت نيمه مختارى بهرهمند بودند : والى گرجستان ، والى اردلان ( كردستان ) والى لرستان و والى حويزه ( خوزستان ) ، از اين چهار نفر فقط دو والى آخرى هنوز باقىاند و سومى نيمه اختيارى دارد .
( 2 ) -Rubaia