كه رنگ و ريشهء آريائى دارد و شبيه پهلوى يا فارسى قديم است بايد فرضيهء مزبور را غيرقابل قبول تلقى نمود و ايشان را از اقوام غير آريائى محسوب داشت « 1 » .
از طرف ديگر پوتينگر اصل ايشان را به تركمن از تيرهء ترك سلجوقى نسبت مىدهد . با آنكه بلوچها به مناسبت مقدار جمعيت مهمترين طايفهء اين سرزميناند ، از جهات سياسى و اخلاقى تالى قبايل كوچكتر ، اما جنگجوتر كرد و نوشيروانى محسوب مىشوند ( اين طايفه خود را به انوشيروان پادشاه نامى ساسانى منسوب مىدارند ، ولى درواقع اصل نام آنها از ناحيهاى در نزديكى اصفهان است كه از آنجا آمدهاند ) .
قسمتى از بلوچها نظير دشتيارىها آشكارا داراى نسب هندىاند و اجداد آنها كه خود از اين بابت بىاطلاعاند از سند آمدهاند و زبان ايشان كلمات هندو فراوان دارد . در سراسر بلوچستان اختلاط قابل ملاحظهاى نيز از طوايف افريقائى ديده مىشود و بيشتر آنها از بازماندگان بندگانىاند كه از راه مسقط و زنگبار وارد شدهاند ، عدهاى از آنها چهرهء زنگى و سياه دارند .
بلوچ معمولى كه من چندين نفر از ايشان را ديدهام به اندازهء افغانى نمونهء بارز و برجستهاى از نسل و نژاد بشرى بهشمار نميرود ، هرچند كه مثل آنها موى دراز و سياه سر خود را همىبافند و غالبا آن را با روغن كهنهاى چرب مىكنند .
در بعضى از نواحى بلوچستان اين طايفه در وضع عقبماندگى و انحطاط تمام زندگى مىكنند و از عالم بىتمدنى بدوى تكانى نخوردهاند . بعضى از آنها دزدان كلان و كذاباند و در اكثر موارد اين لاف كه از نژاد بلوچاند ورد زبان ايشان است .
هامش
( 1 ) - دكتر بلوBellewدر كتاب خود راجع به نژادها در افغانستان ، بلوچها را همانBalaechaطايفهء چوهان راجپوت مىشمارد كه اصلا در ناحيهء نوشكى ساكن بودند . اين طايفه را كوروش ، كويرش ، گورش ، گريش ناميدهاند كه هنوز در حدود هندوستان ديده مىشوند و خود را به اعراب منسوب داشته تا سابقهء قومى را از بين برده باشند ، از اينرو دكتر « بلو » بلوچها را راجپوت و يا از تيره - هاى هندى و زبان ايشان را مخلوطى از هندى و فارسى مىشمارد . رينهها كه اين ايام مىگويند از تيرههاى بلوچ بودهاند درواقع بلوچها از اصل آنها جدا شدهاند و اين نام از رين يا رون كوچ كلمهء سانسكريت اراينا به معنى بائر آمده است .