در آنجا قرار دهد و بطورىكه كينر دريافته است بعدا هم اين مجسمه مورد پرستش واقع گرديده است و از ظاهر كار استنباط مىشود كه مجسمه از بالا و پائين به صخرهء اصلى متصل بوده و مثل اين است كه مجسمه را در همانجا كندهكارى كرده بودند و خيلى هم به خود او شبيه شده بوده است .
ارتفاع مجسمه ظاهرا بيست پا بوده و آنچه مانده است پانزده پاست . فلاندن بلندى سر را سه پا و سه اينچ و پهناى شانه را هشت پا و دو اينچ قيد نموده است و تكسيه در كتاب خود تصويرى از مجسمهء كامل مزبور چاپ كرده است . بايد اذعان كنم كه اين تصوير كامل هرچند كه با آنچه در جاى ديگر بوده متفاوت است ، باز كموبيش چهرهء واقعى آن پادشاه را نمودار مىسازد . لباس او در اينجا با آنچه در نقوش برجسته هست زياد تفاوت ندارد ، تاج ويژه بر سر اوست و موها از دو پهلو و عقب ريخته است ، سبيل و ريش او نيك تابيده و طوقى دور گردن اوست . در بالاتنه زره پوشيده و در پائين شلوار گشاد و شمشيرى هم بر پهلوى چپ اوست كه بندش بر شانهء راست آويخته است .
انشعابهاى داخلى
در كنار محلى كه مجسمه پائين افتاده است جاهائى را در ديوار غار صاف و آماده كرده بودند كه كتيبه يا نقش بر آن بنگارند و اين كار ناتمام مانده است . اگر مسافر با درايت كافى چند شمع همراه برده باشد خواهد توانست قسمتهاى درونى كوه را نيز سير و تماشا كند . بىاعتمادى عاقلانه نسبت به راهنماهاى ممسنى بسيارى از مسافران را از تعقيب آن كار بازداشته است ، ولى چيزهاى بسيار براى تماشا هست . در پنجاه يا رد از مدخل غار كه رفتهرفته تنگتر شده است به گنبد بزرگى با ارتفاع 100 پا و محيط 120 پا مىرسيم .
بعد از اين دو مدخل تازه به قسمت داخلى وارد مىشويم كه يكى از آن دو آبانبارى دارد كه در كوه كندهاند و پس از پنجاه يا رد امتداد ناگهان مسدود مىشود . انبار ديگر بعد از چند حوض آب به تالار وسيعى مىرسد با ستونهاى عظيم كه تا سقف برآمده است . طول اين شعبه كه اهل محل مىگويند بىانتهاست در