حدود 400 يا رد است . دهليزها و انشعابات ديگر نيز هست كه هرگز چنان كه بايد و شايد مورد اكتشاف واقع نشده است .
كمريج
پس از بازديد و بررسى ويرانههاى شاپور در جهت جنوب غربى به جادهء خروج از جلگهء كازرون بازگشتم و در جادهء كاروانى به راه افتادم بعد از يك ساعت و نيم از ده شاپور يا شابور و سپس رودخانهء شاپور كه در سمت راست ما واقع بود عبور كردم و در انتهاى غربى اين نقطه است كه از دشت كازرون بيرون مىروند و پس از گذشتن از چند تپهء كوتاه و اراضى ناهموار به گردنهء مارپيچى كه تنگ تركان نام دارد و از آنجا هم به جلگهء كمريج مىرسيم .
تيرهاى تلگراف و راه ما در امتداد تپههائى است كه در سمت راست واقع است . از كازرون راه مستقيم كوهستانى به كمريج از ميان رشتههاى كوه مهمى هست كه هر چند مسافت نصف مىشود ، اما خيلى سرازيرى است و حيوانات باربر از آن راه امكان عبور ندارند . در همين حوالى بود كه به سال 1874 كاروان سروان ناپير را ممسنىها مورد حمله و غارت قرار دادند .
بالاخره تنگ تركان به وادى كمريج و دهكدهء آن مىرسد كه چند درخت خرما سايهء باريكى بر آلونكهاى محقر آنجا افكنده است . در اين محل آسايشگاه ادارهء تلگراف هست كه بالاخانهاى دارد كه از چاپارخانهء قبلى بهتر است ، در اينجا به چهارپايان قراردادى خودم كه بهراحتى از كازرون حركت كرده بودند پيوستم .
كتل كمريج
در عقب دروازهء دهكده جاده از رشتههاى كوهستانى بالا مى رود و در فاصلهء نيم ساعت به قلهء سومين راه نردبانى مخوف طبيعى كه بين شيراز و درياست مىرسيم كه به نام محلى است كه تازه از آنجا آمدهايم . شيب اين راه از هر چهار كتل ديگر تندتر و سختتر است و در امتداد يك ميل مسافت 1200 پا سرازير مىشود و گاهى كوره راه بهقدرى باريك است كه قاطرهائى كه از دو جهت آمده باشند بدون خطر امكان عبور ندارند ، هرچند كه شيب به حد اشد مخوف است ، اما اين جاده از دو كتل ديگر پيرهزن و دختر جالبتوجهتر است ، زيراكه از روى صخرهها مىگذرد ، نه سنگپارهها و يا سنگفرش خراب .